<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>تحریر - مرجع موسیقی کلاسیک پارسی</title>
<link>http://tahrir.blogfa.com/</link>
<description>دانلود - اخبار - مقاله - نقد و بررسی موسیقی سنتی ایران</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 18 Apr 2009 13:47:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>تحول و تکاملی در تمبک‌نوازی</title>
<link>http://tahrir.blogfa.com/post-199.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.ir/Rajabi/rajabi-duet0.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۱- گفت‌وگوی چپ و راست به عنوان دونوازی تمبک، عنوان اثری است که دو سال پیش توسط انتشارات ماهور عرضه شد. نگارنده از نخستین معرفان این اثر در جامعه مطبوعاتی و همچنین از کسانی بوده که بر ضرورت انتشار اثر تأکید کردم. نکته بارز در تاریخ موسیقی ایرانی اینکه این اثر، دو سال پیش، به عنوان یکی از پرفروش‌ترین آلبوم‌های موسیقی در سال بود. مؤلف این اثر بهمن رجبی کسی که قریب به 40 سال در عرصه نوازندگی تمبک صاحب اثر و تأثیر فراوانی است. حتی می‌توان تأثیر وی در تکامل تمبک را در جوار کوشش‌های حسین تهرانی و چه بسا فراتر از آن خواند. تمامی آثار وی در چهل سال گذشته، هرکدام سرفصلی در تاریخ تکامل تمبک‌نوازی محسوب می‌شوند. دو نوازی تمبک (از بهمن رجبی) اثری بسیار تأثیرگذار است که از دهه 60 به بعد، وی آن را تدوین و با نوازندگان درجه یک تمبک مانند ناصر فرهنگ فر، محمود فرهمندبافی و ... اجرا کرد. رجبی هیچ کدام از این اجراها را به ویژه اجرای با فرهنگ‌فر را اجرایی شاخص نمی‌داند؛ در عوض اجرای با مزدک رجبی را از اجرای مهم این قطعه در آن سال‌ها یاد می‌کند. در ده سال اخیر هم نوازندگان فراوانی این قطعه را اجرا کردند که پس از آن هرکدام به عنوان نوازنداگان برجسته تمبک در موسیقی ایران معرفی شدند، از آن جمله: احمد مستنبط، فربد یدالهی، حمید قنبری و پدارم خاورزمینی، هرکدام از جمله نوازندگان قدر تمبک محسوب می‌شوند. به عقیده نگارنده (که شاید عکس نظر بهمن رجبی باشد)، اجرای فربد یدالهی چه در آلبوم و به ویژه اجرای تایوان (که بخشی از اجرای آن را نگارنده شنیده و دیده است)، از جمله اجراهای منقح از این اثر محسوب می‌شوند. &lt;BR&gt;2 - از این موضوع می‌گذریم و به اجرای جدید این اثر می‌پردازیم. گفتنی است که این اثر از جمله قطعات فاخر تمبک‌نوازی محسوب می‌شود که هم جنبه اتودیک (آموزشی) و هم جنبه استتیک (زیبایی‌شناسی) دارد. عمده دوئت‌هایی که برای نخستین بار برای یک ساز نگاشته می‌شوند؛ عمدتاً کمتر جنبه استتیک دارند. به عنوان مثال دوئت سنتور حسین دهلوی اثری است که وجهه اتودیک آن برجسته‌تر است. اما دوئت تمبک رجبی حاوی هر دو عنصر اتودیک و استتیک است. نکته دیگر اینکه در اجراهای مختلف این اثر، رجبی این آزادی عمل را به نوازنده دوم می‌دهد که ابتکارات و مطالب جدیدی را به این اثر بی‌افزاید. در واقع اجراهای مختلف از طرح رجبی، برداشتی معاصر و چه بسا اثری متفاوت از اصل محسوب می‌شود. بهمن رجبی در یک ماه اخیر، به همراه رضا  خراشادی، دو اجرا از این اثر داشتند که به عقیده نگارنده نقطه عطفی در تاریخ موسیقی ایرانی محسوب می-شود. تکامل شگرفی که رجبی در تمبک ما به وجود آورد؛ تجسم ملودی توسط تمبک هنگام اجرای قطعه به همراهی ساز یا ارکستر است. در گذشته اوج همراهی تمبک با ساز و یا ارکستر نگه‌داری پایه و ضرب محسوب می‌شد. اما حرکت رجبی، تجسم ملودی در هنگام همراهی ملودی بوده است. اما اجراهای متأخر رجبی، نشان داد که یک تمبک نه تنها می‌تواند تجسم‌کننده ملودی در همراهی با ارکستر که می‌تواند اجراکننده خطی متفاوت از حرکت ملودی باشد. این اندیشه موجب می‌شود که تمبک در فرآیند پلی‌فنی سازهای ایرانی نیز حرکتی در حد امکانات تمبک داشته باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/Rajabi/rajabi-duet1.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;3 - دونوازی تمبک اخیر، در روزهای پایانی سال گذشته در شهرکرد و  تالار رودکی اجرا شد. در این دو نوازی از ریتم‌های 4 / 2 و 8 / 7 و 4 / 5 و 8 / 6 و 4 / 6 و ...  استفاده شد که حدود 20 دقیقه طول کشید و آنچه بیش از هرچیز به چشم می‌آمد مجزا بودن قطعات هر نوازنده در قسمت‌هایی که با هم نواخته می‌شد و در عین ظرافت، تلفیق قطعات قطعات با هم بود. در برخی قطعات لنگ مانند 4 / 5 و 8 / 7 گاهی مطالبی توسط رضا خراشادی اجرا می‌شد که رجبی همزمان قطعاتی از جمله در قفس، اتل متل و ... روی چوب و یا پوست تمبک می‌نواخت. یا گاهی همزمان با ریتم 4 / 5 ریتم 8 / 10 نواخته می‌شد که بسیار تکنیکی و دشوار می‌نمود. در بخش‌های تکنوازی رجبی، قطعات ساخته خودش و گاه تجسم ملودی و اشعار فوکلور دیده و شنیده می‌شد. نوازنده دوم (رضا خراشادی) نیز قطعاتی از خود که تجسم ملودی «سلام صبحگاهی» در آن چشم می‌خورد را اجرا می‌کرد و قطعاتی ار رجبی را نیز در تکنوازی خود می‌گنجاند. کوتاه بودن تکنوازی‌ها و نبود حرکات نمایشی زائد، دیگر ویژگی این دونوازی بود. در واقع می‌توان اصل این اجرا را ساخته رجبی و بازسازی و پرداخته رضا خراشادی دانست. اجرایی که از سطح تکنیکی فوق‌العاده‌ای برخوردار بود.&lt;BR&gt;4 - این اجرا نشان داد که نه تنها تمبک در هموازی با ساز ملودیک و ارکستر، می‌تواند تجسم‌کننده ملودی که مانند یک ساز در ارکستر، مجری خطی متفاوت در ارکستر باشد. این تفکر زمانی عرضه می‌شود که ارکسترهای ایرانی بسیار مستعد یونیسون‌نوازی / یک‌صدایی شده‌اند. در همین راستا، خبر بسیار مسرت‌بخش دیگر؛ تنظیم قطعاتی برای کوارتت تمبک، توسط جمعی از شاگردان مکتب رجبی است که واریسیون‌هایی براساس قطعات تأثیرگذار تاریخ موسیقی ایرانی، از جمله جنگ و صلح، سلام صبحگاهی و ... است. در این کوارتت‌ها که نگارنده از نزدیک در فرآنید شکل‌گیری آن بودم. نوازندگان قطعه، هر کدام مجری خطی متناسب با فرآیند حرکت ملودی، هستند. این دست کارها نه تنها در ارتقای تکنیک نوازندگان تمبک که در نشان دادن امکانات این ساز تأثیرگذار است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.ir/Rajabi/rajabi-duet2.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;5 - نکته‌ای که متأسفانه جامعه مطبوعاتی ما در حوزه موسیقی از آن غافلند، بی‌خبری محض از این دست کوشش‌ها و تحولات در موسیقی است. در حالی که به محض شنیدن یک خبر از فعالیت‌های نیمه استاد شجریان جامعه مطبوعاتی و خانه موسیقی ماه‌ها وقت خود را روی حواشی این جریان می‌گذارنند. بجاست که موسیقی نگاران ما به این جوانب تأثیرگذار در موسیقی ما نگاه جدی‌تری داشته باشند. از این جرکت مهم، تنها یک گزارش در وبلاگی عرضه شد که متأسفانه گزارش‌دهندگان آن بدون هیچ معیار و دلیلی، این اجرا را بدترین اجرا از این قطعه دانستند و طبق معمول به طرح حواشی شخصی بهمن رجبی و کنسرت پرداختند! در حالی‌که این اجرا نقطه عطفی در تاریخ تمبک‌نوازی ما محسوب می‌شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#999999&gt;&lt;FONT color=#cc6600&gt;&lt;FONT color=#cc9933&gt;&lt;STRONG&gt;»&lt;FONT color=#cc6600&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#999999&gt;در قسمت &quot;موسیقی زمینه&quot; می‌توانید قطعه‌ی &quot;پنج‌ضربی کلاسیک با ترکیبات معکوس&quot; از آلبوم &quot;گفت‌وگوی چپ و راست&quot; را بشنوید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#999999&gt;&lt;FONT color=#cc6600&gt;&lt;FONT color=#cc9933&gt;»&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;در همین زمینه:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;-  &lt;A href=&quot;http://www.tahrir.blogfa.com/post-178.aspx&quot;&gt;درباره بهمن رجبي و خلق و خويش&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;-  &lt;A href=&quot;http://www.tahrir.blogfa.com/post-141.aspx&quot;&gt;گفتگویی از جنس تنبک&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;- &lt;A href=&quot;http://www.iran-newspaper.com/1385/851002/html/mehr.htm&quot;&gt;درباره بهمن رجبى؛ تكروى با استقامت!&lt;BR&gt;&lt;/A&gt;- &lt;A href=&quot;http://www.navidi.ir/post-199.aspx&quot;&gt;برای بهمن رجبی، مردی که نمی‌شناسیم‎اش&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;- &lt;A href=&quot;http://nasehpour.blogfa.com/post-319.aspx&quot;&gt;پايگاه اينترنتي بهمن رجبي آنلاين شد&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 18 Apr 2009 13:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tahrir&amp;postid=199</comments>
<dc:creator>tahrir</dc:creator>
<guid>http://tahrir.blogfa.com/post-199.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گفت‌وگو با آهنگساز گلهایی؛ مزدا انصاری</title>
<link>http://tahrir.blogfa.com/post-198.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#666666 size=3 face=Arial&gt;گفت‌وگو با آهنگساز گلهایی مزدا انصاری&lt;SUP&gt;۱&lt;/SUP&gt; &lt;BR&gt;به بهانه انتشار دو اثر به خوانندگی کاوه دیلمی و محمدرضا شجریان  &lt;BR&gt;آثار گل‌هایی گنجینه‌ هستند&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/More/mazda-ansari1.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;«مزدا انصاری» را از سال‌ها پیش می‌شناسم. از معدود آهنگسازان موسیقی است که به رپرتوار موسیقی ایرانی آشنایی کامل دارد. رپرتوار موسیقی ایرانی نه تنها برای وی نوستالوژی که ضرورتی برای، آشنایی و آشتی مردم با موسیقی محسوب می‌شود. ضمن این‌که ساخته‌های وی هم القاکننده همان هوای گذشته به ویژه آثار شاخص گلهایی است. به ویژه از معدود جوانان جویایی بود که همواره از عمده بازمندگان جریان گلها نکته می‌آموخت. شاگرد جواد معروفی، عبدالعلی وزیری و ... بود. همان زمان جواد معروفی به وی گفته بود؛ برای اینکه با آواز و جواب آواز بیشتر آشنا شوی بهتر است که نزد یک خواننده اسم و رسم‌دار بروی که آن زمان معروفی، کاوه دیلمی را به وی معرفی می‌کند. خواننده‌ای که همان زمان یعنی قریب به 20 سال پیش خوش درخشید اما دولت مستعجل بود. پس از انتشار چهار آلبوم فاخر از موسیقی کناره گرفت. مزدا انصاری پس از این سال‌ها کاوه دیلمی این خواننده خوش صدا و خوش تکنیک را با نخستین اثر خود به نام «مرغ حق» احیا کرد. از سویی دیگر انصاری، قرار است که اثری را با صبغه گلهایی به نام آه باران به خوانندگی محمدرضا شجریان عرضه کند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;&lt;STRONG&gt;جناب انصاری جناب‌عالی ضمن اینکه خود فعالیت‌هایی در عرصه آهنگسازی دارید، اما زمینه کاریتان عمدتاً بازسازی آثار گذشته ما با صبغه گلهایی است!&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;- درست است. اول باید بگویم که این آثار به نوعی جنبه نوستالژیک دارند. به عنوان نوعی یادآوری آثار بزرگان است که اجرای مجدد آن به نوعی فراموش نشدن آثار انان محسوب می‌شود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;البته خود این آثار پیشتر توسط آهنگسازان گلهایی و عمدتاً توسط عبدالعلی وزیری، بنان و .. خوانده شده است. منظور ضرورت بازسازی است!&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;- درست است، این آثار وجود دارند، اما از سویی همه مردم به این آثار دسترسی ندارند. به ویزه در نسل جدید که این خلأ دیده می‌شود. این کارها باعث میشود که این آثار فراموش نشوند و به نوعی حفظ شوند و مردم ما یک ارتباطی با موسیقی معاصر و آثار اساتیدمان داشته باشند. ضمن اینکه زیبایی این آثار، آهنگسازی مانند من را به سمت اجرای معاصر آنان میکشاند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;یعنی این آثار به نوعی اجرایی معاصرتر است!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;- بله! این آثار عمدتا با حال و هوای امروزی‌تری بازسازی و اجرا شده، که مردم ارتباط بیشتری با آن برقرار کنند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;احساس نمی‌کنید که آثار گذشتگان بسیار جذابتر است!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;- بله. ما یک گنجینه‌ای از ملودی در تصانیفمان داریم که شاید اگر نسل ما بخواهند این کارها را انجام بدهند این توانایی را نداشته باشند و چه بهتر اینکه ما از این گنجینه استفاده کنیم و آنها را بازسازی کنیم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;&lt;STRONG&gt;در آلبوم مرغ حق، آثاری ار حسین یاحقی، مرتضی محجوبی و موسی معرفی عرضه شده. درباره سبک بازسای این آثار بفرمایید. خوب قبلاً اقای خالقی و جواد معروفی این آثار را تنظیم کردند. شما چه تغییراتی در نوع بازسازی آنها دادید؟&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;- در قطعه موسی معرفی که به عبارتی پدر استاد من جواد معروفی هستند، یعنی مرغ حرق من تا جایی که توانستم حفظ امانت کردم. یعنی حتی در ارکستراسیون آن سعی کردم تغییراتی ایجاد نکنم. تقریباً نود درصد آن همانی است که در اصل اجرا آن موجود است. فقط از لحاظ رنگ‌آمیزی و هارمونی که به کار بردم کمی از ابتکارات خودم استفاده کردم. خود سازها تغییر نکردند، فقط نگارش سازها تغییر کرده-اند. اما در قطعه بی‌خبر اثری از حسین یاحقی، چون این قطعه پیشتر توسط عبدالعلی وزیری خوانده شده، با توجه به اینکه عبدالعلی وزیری هم آواز میخواند و هم تار میزد، من این قطعه را برای تار و ارکستر زهی تنظیم کردم که یک ادای دینی هم به استاد وزیری کرده باشم.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 15 Apr 2009 11:17:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tahrir&amp;postid=198</comments>
<dc:creator>tahrir</dc:creator>
<guid>http://tahrir.blogfa.com/post-198.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>به بهانه انتشار مجدد مجموعه «سارنگ»: ارکستر دلنواز ایرانی</title>
<link>http://tahrir.blogfa.com/post-197.aspx</link>
<description>&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/More/sarang-delnavazi1.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;فرید اسدی دهدزی:&lt;/STRONG&gt; «سارنگ» را باید برخواسته از دو سنت ارکسترال ایرانی دانست؛ یک سنت که مبدع آن حسین دهلوی (فعالیت‌های وی پیرامون ارکستر صبا) و سنت دیگر، ارکستر شماره دو فرهنگ و هنر به رهبری فرامز پایور. ارکستر صبا تقریباً نخستین تجربه جدی هارمونیزاسیون برای ارکستر ایرانی است. آرایش سازها در ارکستر صبا بسیار آگاهانه مبتنی بر چیدمان سازهای کلاسیک غربی (به ویژه سازهای زهی مانند ویلون و بادی مانند فلوت) در کنار چینش سازهای استاندارد مضرابی ایرانی مانند چهار – پنج تار و سنتور و در برخی مواقع یک تمبک بود. ساختار و بافتار این ارکستر، سال‌ها الگوی بسیاری از ارکسترهای ایرانی بود. ارکستر فرهنگ و هنر به رهبری فرامرز پایور هم تجربه‌ای ارکسترال صرفاً برای سازهای ایرانی (بدون استفاده از سازهای کلاسیک) بود. سازهای این ارکستر قریب به 10 ساز شامل چهار – پنج کمانچه و قیچک، نی، سنتور، تار، عود و تمبک بود. کیفیت صدایی این ارکستر با توجه به نگارش خطوط مختلف برای سازها، دارای حجم صوتی خاصی بود. البته این دو سنت قوی، رفته رفته رو به افول نهاد و عمده ارکسترها، مبتنی بر اندیشه‌های یک صدایی اداره شدند. اما مجموعه سارنگ را باید نقطعه عطفی در قلمرو ارکستراسیون سازهای ایرانی دانست. سارنگ ضمن تأثیرپذیری از آن دو سنت ذکر شده، خود دارای سبک و سیاق جدیدی در زمینه ارکستراسیون سازهای ایرانی محسوب می‌شود.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;دلنوازی در این اثر با آشنایی که نسبت به امکانات و قابلیت‌های سازهای ایرانی به ویژه تار، سنتور، نی، تارباس و کمانچه داشته، به خوبی توانسته ظرفیت‌های موجود در ارکستراسیون سازهای ایرانی را بیان دارد. اندیشه‌ای در موسیقی ما وجود دارد که به عنوان مثال معتقد به مجلسی بودن ساز کمانچه که تنها در زمان آواز و جواب آواز و فضای بداهه کارآیی دارد. در حالی‌که در این مجموعه نشان داده شده که کمانچه حتی در اوج کار ارکستر، نیز کارآیی دارد. استفاده از پوزیسیون‌های بالای کمانچه (تا جایی که یادآور صدادهی ویلون است) در فرازهای پایانی دو قطعه حاضرباش و نی و ارکستر یادآوری قابلیت‌های ارکسترال سازهای ایرانی است. &lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 15 Mar 2009 20:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tahrir&amp;postid=197</comments>
<dc:creator>tahrir</dc:creator>
<guid>http://tahrir.blogfa.com/post-197.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یادداشتی بر مقاله‌ی خواننده و خواننده سالاری</title>
<link>http://tahrir.blogfa.com/post-196.aspx</link>
<description>&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/More/qmars-piraglu-khanande-saalaari.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;هر چه از دل بر نیاید؛ بر دل نیز ننشیند. صادقانه باید اقرار کنم که سالهاست که دیگر نمیتوانم به کارهای استاد شجریان گوش دهم  چرا که معتقدم هرگز پس از جدایی ایشان از اساتید گرانقدر فرامرز پایــور، پرویز مشکاتیان، جلیل شهناز، و... کار پر مغز با تنظیم زیبا و ملودی ناب از اجراهای ایشان نشنیدیم چرا که از یک طرف معضل &quot;نوگرایی&quot; که باعث سر در گمی در موسیقی ایرانی شده و باعث شده کسانی که بدنبال این مسآله هستند نتوانند ملودیهای ناب با تنظیم های زیبا ارائه کنند که استاد آنها را اجرا کنند، و از طرف دیگر جریان خواننــده سالاری (که متاسفانه پس از انقلاب بوجود آمد و رشد کاذبی کرد) که دوست هنرمند و دلسوخته آقای &lt;A href=&quot;http://www.javaherimusic.com/&quot; target=_blank&gt;علیرضا جواهری {+}&lt;/A&gt;  بحث آن را پیش کشیدند، باعث شد که اساتیدی مانند شجریان‌ها توانند همچون گذشته، با وجود تمام امکانات و شش دانگ صدا، کارهای ناب و جاودانی را بوجود بیاورند.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;پس از این حوادث به راحتی میشود به این نکته پی برد که چقدر آهنگساز با ذوق میتواند نقش اساسی در خلق و پرورش یک اثر زیبا داشته باشد.  دنیای موسیقی غرب هم متاسفانه سال‌ه‍است دچار معضل نوگرایی شده و امروزه میبینیم که موسیقی عصر حاضر (contemporary music) به چه ناکجا آبادی رسیده که نه راه پیش دارد و نه راه پس و به هیچ وجه در بین مردم جایگاهی پیدا نکرده و نخواهد هم کرد.&lt;BR&gt;آقای جواهری را از میشود از روی عملکرد ایشان قضاوت کرد و به هیچ وجه احتیاج به معرفی ندارند. بعضی از دوستان کم لطفی فرموده و میگویند که نام ایشان را تا حالا نشنیده اند. اگر به کارهای منتشر شده اساتید گرانقدر  پرویز مشکاتیان، رضا شفیعیان، میلاد کیایی و ... توجه کنید و اگر کمی انصاف داشته باشیم و بدور از تعصب، متوجه حجم کارهای انجام شده توسط آقای جواهری و اینکه این آثار چقدر احتیاج به زحمت و ممارست دارد که پا به عرصه وجود بگذارد، می‌شویم. &lt;BR&gt;اگر هم اهل موسیقی علمی نباشیم هرگز پی به ارزش کار ایشان نخواهیم برد . کارهای اجرایی و فعالیتهای موسیقیایی ایشان در اشاعه و معرفی موسیقی ایرانی ، چه در داخل کشور و چه در خارج از کشور (که بنده از نزدیک شاهد آن بوده و هستم) هم دیگر بحثی را باقی نمیگذارد . در ضمن این مسـأله را هم باید در نظر داشت آقای جواهری جوان فعالی هستند که با وجود کمی سن تا بحال فعالیتهای چشمگیری داشته اند و لطفاً اجازه دهیم آینده  و تاریخ روی این مساله قضاوت کند که ایشان چه آثار با ارزشی را بر گنجینه موسیقی ایرانی افزوده اند .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 14 Feb 2009 09:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tahrir&amp;postid=196</comments>
<dc:creator>tahrir</dc:creator>
<guid>http://tahrir.blogfa.com/post-196.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آوای ماندگار ایرج</title>
<link>http://tahrir.blogfa.com/post-195.aspx</link>
<description>&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.ir/More/avaye-iraj-01.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;آواز ایرانی را فراوان خوانده اند
و شنیده ایم؛ از دو پهلوان و سیّدِ آوازخوانان ایران «سید احمد سارنگ
ساوه‌ای» و «سیدحسین طاهرزاده» گرفته تا جوانان نسل امروز «علیرضا
قربانی»، «همایون شجریان»، «مرتضی (بامداد) فلاحتی» و دیگران. منتهای
مراتب آنچه مسلم است این است که هر کدام از این آوازها ـ هر چند که در
مواردی تقلید از یکدیگر باشد ـ دارای یک وجه منفرد و متمایز می باشد که
آن، برخاسته از سوز نهفته و صافی درون هر یک از این هنرمندان است که به
آوازهای شان رنگ و بویی دگر می‌بخشد. این مساله‌ی بس مهم، همان چیزی است
که تا بحال کمتر بدان توجه شده و به همین دلیل هم برخی منتقدین در
تحلیل‌هایشان همه را به یک چوب رانده و با پُتکِ «انتقاد از تقلید»، بر
تمامیت آثار این دسته از هنرمندان ضربت تخریب را ـ البته بزعم خودشان ـ می
کوبند!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما یکی از هنرمندان شهیر وادی آواز در
ایران، جناب حسین خواجه امیری (معروف به ایرج) می‌باشد. نگارنده در این
مجال به زندگانی شخصی و روند فراگیری آقای خواجه امیری در نزد اساتید
گذشته و مسایلی از این دست نمی پردازم ، چرا که تا بحال مصاحبه‌ای رسمی و
مستند از این آواز خوان معروف و بی ادعا ثبت نگردیده است (یا بنده به آن
دست نیافته‌ام)، و معدود نوشته‌های پراکنده در جراید و کتب را هم نمی‌توان
منبعی متقن و کامل در این زمینه دانست. اما آنچه را که اکنون می توان با
خیالی آسوده به آن پرداخت، آوای ماندگار ایرج است و بس. آوازی که روایت گر
صافی و سوز درون این خواننده می باشد. &lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;برخی
ایرج را فقط با ترانه های او در فیلم های سه چهار دهه‌ی گذشته شناخته اند؛
در صورتی که وی آوازهایی اصیل و جدی را نیز در برنامه های رادیویی اجرا
نموده است؛ آوازهایی که در حد خویش مسقط‌الراسی در پهنه‌ی بهره‌گیری و
استفاضه‌ی طالبان نسل بعدی بوده و می باشد.&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;متاسفانه، امروز غلبه‌ی «تفکر
کلیشه ای» تا بدان حد است که برخی قلم بدستان و راهیان بظاهر متفکر، به هر
بهانه‌ای و بی توجه به تقوای نوشتاری و مقام مقدس «قلم»، مثلاً  در اعتراض
به گران بودن بلیط فلان کنسرت یک استاد یا لغزشی هنری در دوران جوانی یک
هنرمند، تمام ابعاد فکری، هنری، عقیدتی و حتی زندگی شخصی او را زیر سوال
برده و آماج افترا قرار می دهند.&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;و این در حالی است که حتی بفرض
وارد دانستن این قبیل اعتراض ها، نه می توان و نه منطقی است که یک هنرمند
را موجودی اهورایی و صد در صد مبرّا از «سعی و لغزش» بدانیم یا متوقع
باشیم که وی از بستر و مسیری که هم خود و هم هنرش در پس گذر زمان و اوج و
حضیض های زندگانی اش، در آن تکوین می یابد و بالنده می شود؛ از این روند
فاصله گرفته و آنگونه حرکت کند که باب میل ماست!&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;خوشتر است که دیگر عنان بحث را به
غایت اصلی اش بگردانیم که «از هرچه بگذریم نام دوست خوشتر است». در اینجا
با اشارتی شاگردوارانه به چند اجرا از آوازهای استاد خواجه امیری، نه به
قصد تحلیل  بل به نیت یاد نمودن، صرفاً ادای احترامی به این وجهه از آثار
هنری ایشان می نماییم.&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 28 Jan 2009 05:41:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tahrir&amp;postid=195</comments>
<dc:creator>tahrir</dc:creator>
<guid>http://tahrir.blogfa.com/post-195.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مقدمه‌ای بر تصنیف دوره مشروطه</title>
<link>http://tahrir.blogfa.com/post-194.aspx</link>
<description>&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.ir/More/Mashroote-01.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;[ این رساله نسخه تکامل‌یافته مقاله‌ای با همین عنوان در شماره 18 مجله گزارش موسیقی است ]&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font color=&quot;#ffffff&quot; style=&quot;background-color: rgb(117, 0, 0);&quot;&gt;  . پیـــش از درآمـــد .  &lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;یکی از مهم­ترین مباحث در حوزه مشروطه­ شناسی، قلمرو &lt;em&gt;تصنیف&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;تصنیف­ سازی&lt;/em&gt;
است. تصنیف و تصنیف­ سازی در عهد مشروطه، مبحثی است که هم توسط دست­
اندرکاران حوزه موسیقی، مغفول مانده و هم دور از چشمان تاریخ­ نگاران
مشروطه بوده است. شاید نظری بدیع بنماید؛ اما در حال حاضر، یکی از
ضرورت­های بنیادین حوزه مشروطه­ شناسی، &lt;em&gt;واکاوی تصنیف در عهد مشروطه&lt;/em&gt;
است. در کنار این واکاوی، به افق­ هایی در قلمرو تاریخ اندیشه مشروطه، بر
می­خوریم که کمتر در پی بررسی دیگر حوزه­ ها، به آن برخوردیم. جای بسی
تعجب است که در این سالیان که به جشنواره سده مشروطه نشسته­ ایم، یکی از
مهم­ترین منابع و مبادی مشروطه، یعنی بحث موسیقی، تصنیف و ... غائب است.
در سمیناری که با حضور صاحب­نظران درجه یک مشروطه در لندن (ژوئیه 2006)،
با عنوان سده انقلاب مشروطیت ایران برگزار شد. سفیر موسیقی­ پژوه کشور ما،
بدون اشاره به ابعاد تأثیرگذار و تأثیرپذیر موسیقی در عهد مشروطه، فیلمی
درباره «قمرالملوک وزیری»&lt;a name=&quot;_ednref1&quot;&gt;[i]&lt;/a&gt; را برای
اندیشمندان تاریخ فکر ایرانی، به ارمغان می­ آورد؛ «تو چه ارمغانی آری که
به دوستان فرستی!». معلوم نیست که پدیده قمر که به بیست سال بعد از مشروطه
برمی­ گردد، چه نسبتی با موضوع مشروطیت دارد! بحرانی که در موسیقی ما
این­جا خود را نمایان می­ سازد، فقدان &lt;em&gt;روشنفکری در قلمرو موسیقی&lt;/em&gt;
است. وقتی شبه­ روشنفکران ما با مفاهیم ابتدایی تاریخ تفکر ایرانی بیگانه
هستند، طبیعی است انتظار روشنگری از آنان در حوزه موسیقی بی­جا است. یکی
از نویسندگان خوش­نام موسیقی ما «آروین صداقت­ کیش» که صبغ ه­ای روشنفکری
هم دارد، در مقاله­ ای با عنوان «کنکاشی در موسیقی عصر مشروطه» چنین می­
نگرد: «در برهه‌هایی مانند انقلاب مشروطه که همه‌ اندیشمندان مجبور به
موضع‌‌گیری در برابر دگرگونی شدند، موسیقی و موسیقی‌دان ابزار لازم برای
این کار را در حوزه‌ فرهنگی خود نمی‌یافت و به همین دلیل ممکن است، به
وسیله‌ شنوندگان درک نشود و خود و موسیقی‌اش در حاشیه قرار گیرد.» از قضا
موسیقی ما اگر در هیچ زمانی تأثیرگذاری جدی در فرآیند اجتماعی نداشت، در
دوره مشروطه یکی از ارکان اصلی گفتمان مشروطه محسوب می­ شده است. در واقع
مشروطه، درآمد دوران طلایی موسیقی ایرانی است. فقط موسیقی­­ شناسان این
دیار نیستند که به ظرفیت­ های موجود موسیقی در عهد مشروطه غافلند که
نظریه­ پردازان مشروطه در میان خیل عظیمی از ضرورت­ های اصلی مشروطه­
شناسی، به موسیقی و به ویژه مسئله تصنیف بی­ تفاوتند. در این­جا دو مجموعه
مهم در قلمرو شناخت و بزرگداشت مشروطه مورد استناد قرار می­گیرد که در هر
دو، هیچ سرفصلی برای بحث موسیقی و تصنیف اختصاص داده نشده است. «دکتر ناصر
تکمیل همایون» یکی از تاریخ­ شناسان معتبر تاریخ سده اخیر، در مجموعه­ دو
جلدی با عنوان «مشروطه­ خواهی ایرانیان» مجموعه­ دیدگاه­ های مختلف را در
شعبه­ های مختلف حوزه مشروطه، گردآوری کرده است. در این مجموعه حتی
نیم­خطی هم به مبحث موسیقی اشاره نشده است. اخیراً مجله روشنفکری «شهروند»
که دارای ستون ثابت موسیقی است و خود نگارنده در دوره­ای یکی از نویسندگان
بخش موسیقی آن بودم؛ مجموعه­ ای با حضور صاحب­ نظران بخش­های مختلف
مشروطه­ شناسی و حوزه­ های گوناگون فرهنگی منتشر کرد. نکته جالب این­که به
طور مثال به نقش نیم­ بند مشروطه در سینما اشاره شد، اما به موسیقی باز
توجهی نشد. درحالی­که مشروطه هیچ نقشی در فرآیند سینمای ایران نداشته است
- فرآیند سینمای ایران از پیش از مشروطه، به طور طبیعی رقم خورد. اما ما
تأثیر جدی مشروطه را در موسیقی به عینه می­ بینم. نه تنها تأثیر مشروطه در
موسیقی دیده که نقش موسیقی و به ویژه مؤلفه­ های تصانیف را در شکل­گیری
گفتمان مشروطیت می­ بینیم. ضمن این­که واکاوی فرآیند تطور موسیقی در عهد
مشروطه ما را به نقاط عطفی در زمینه تاریخ­ نگاری و تاریخ­ شناسی مشروطه
رهنمون می­سازد. «تصنیف» در واقع هسته اصلی موسیقی در عهد مشروطه محسوب
می­ شود. زیرا بسیاری از پیام­ ها و مفاهیم گفتمان مشروطه و سیر تطور
معناشناختی نمادهای مشروطیت و خود مشروطه را به راحتی می­ توان در ترانه،
تصنیف و مارش­ های (ابتدایی) آن زمان دید. در واقع &lt;em&gt;تصنیف&lt;/em&gt;
حدیث نفسی مشروطیت؛ که همانا قانون، اتحاد، ملی­ گرایی، عدالت، جامعه
مدنی، قانون­ خواهی و آزادی و آزادگی محسوب می­شود. عارف نقطه ثقل موسیقی
و تصنیف­ سازی در عهد مشروطه و به تعبیر نویسنده­ای «حنجره انقلاب مشروطه»&lt;a name=&quot;_ednref2&quot;&gt;[ii]&lt;/a&gt; محسوب می­ شود.&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 28 Dec 2008 12:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tahrir&amp;postid=194</comments>
<dc:creator>tahrir</dc:creator>
<guid>http://tahrir.blogfa.com/post-194.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پرونده سازی برای «صــراحـی» و «بـم‌سـاز» </title>
<link>http://tahrir.blogfa.com/post-193.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG hspace=0 src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.ir/More/sorahi-bamsaz-1.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;کنسرت اخیر «استاد محمدرضا شجریان» و گروه نوپای «شـهـنـاز» معرف دو ساز جدید؛ ساخته‌ی دست محمدرضا شجریان بود. &lt;BR&gt;بی شک در چند روز اخیر پیرامون «صـُـراحـی» و «بـم‌سـاز» زیاد شنیده اید. معرفی این دو ساز با واکنش‌های متفاوتی از سوی اهالی موسیقی همراه بود. گروهی این دوساز را برای ارکسترهای ایرانی مفید و قابل دانسته و برخی به نقد سونوریته و کلا اساس این دوساز پرداختند.&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot;&gt;
&lt;P align=justify&gt;// محمدرضا شجریان در روز پایانی جشن خانه‌ی موسیقی، به عنوان سازنده این دو ساز ابتکاری توضیحاتی ارائه کرد:&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot;&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=justify&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 75px; HEIGHT: 75px&quot; hspace=0 src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.ir/More/qoute01.gif&quot; align=right border=0&gt;ما همه عاشق صدا هستیم و صدای خوش همیشه با ما بوده است من این صداهای خوش را از کودکی در جلسه هایی که با پدرم داشتم شنیده و لذت برده ام ؛ در آن زمان به دلیل اعتقاد پدرم ما رادیو نداشتیم و من نزد دایی خودم که دستی هم به تار داشت می رفتم و دزدکی صدای تار را می شنیدم و یا از رادیو برنامه گلها را می شنیدم .&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 109px; HEIGHT: 300px&quot; hspace=4 src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.ir/More/sorahi-bamsaz-6.jpg&quot; align=left vspace=2 border=0&gt;&lt;BR&gt;آشنایی من با ساز سنتور به سال 39 باز می گردد که من در آن زمان تازه معلم شده بودم ،یکی از دوستانم یک سنتورمشقی بد صدا داشت ؛ بعد از یک سال یک سنتور ساختم که صدا بدی نداشت اما از آن زمان به بعد همواره به صدای یهتر از این سازفکر می کردم چراکه معتقدم صدای سنتور قابلیت بم بودن را دارد و این درحالی است که در سنتورهای معمولی تنها قسمت میانی آن صدای بم دارد به همین دلیل من به دنبال صدای بم سنتور بودم. &lt;BR&gt;بعد از مدتی حدود 15 سازساختم اما به نتیجه مطلوب نمی رسیدم و از 25 سال پیش سیم های مختلف را برروی این ساز تجربه می کردم و خوشبختانه طی سالها تجربه به این نتیجه رسیدم که می توان به صدای یکدست و بم از ساز سنتور رسید و در سفرهای مختلفی که به نقاط مختلف دنیا از جمله آمریکا داشتم سیم های مختلفی را که به درد سنتور بخورد را امتحان می کردم تا اینکه فروردین امسال طرح این ساز را زدم و نام &quot;بم ساز&quot; را بر آن گذاشتم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سالهای زیادی بود که جای خالی سازهای زهی بم خوان را که رنگ صدای آن درردیف سازهای ایرانی باشد را در ارکسترها و گروههای ایرانی حس می کردم چون با خودم می گفتم که ساز زهی کمانچه و قیژک که هست ؛ ما به سازی نیاز داریم که یک کمی رنگ صدای آن با این دو ساز متفاوت باشد اما در عین حال رنگ صدای سازهای ایرانی را نیز داشته باشد؛ به این معنا که اگر فکر کنیم ویولن صدای صاف و بی رنگی داشته باشد کمانچه یک رنگ پایین تر از ویولن دارد و قیژک رنگ تیره تری دارد و صراحی رنگش تیره تر است ولی مابین کمانچه و ویولن قرار می گیرد.&lt;BR&gt;صدادهی این ساز نزدیک به صدای سازهای خراسان است که در چهار منطقه صوتی سوپرانو، آلتو،باس و کنترباس قابل عرضه است ؛ ویژگی ارزنده &quot;صراحی&quot; نسبت به سازهای هم خانواده این ساز امکان تعویض محفظه پوست و چوب آن به صورت یک طبلای کوچک است که همین مسئله رنگ آمیزی خاص و متفاوتی را از جهت صدادهی به این ساز می دهد و اغلب نوازنده های کمانچه ، قیژک، ویولن و یولنسل به راحتی می توانند این ساز به صدا درآورند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=justify&gt;     &lt;BR&gt;// شجریان همچنین در مصاحبه‌ای مفصل با روزنامه‌ی اعتماد، در مورد این دور ساز سخن گفت. [ لینک مصاحبه در وب سایت شجریانی‌ها &lt;A href=&quot;http://shajarianfans.com/Post/201.aspx&quot; target=_blank&gt;+&lt;/A&gt; ]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=justify&gt;// سینا جهان‌آبادی نوازنده‌ی کمانچه و از اعضای گروه شهناز یکی از نوازندگان صراحی در کنسرت های اخیر شجریان بود. او در مورد صراحی می گوید:&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot;&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=justify&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 75px; HEIGHT: 75px&quot; hspace=0 src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.ir/More/qoute01.gif&quot; align=right border=0&gt;وسعت صدای این ساز از لحاظ هارمونی خیلی شفاف است و صدادهی آن به ارکسترهای ایرانی رنگ جدیدی می دهد، روی این ساز پوستی طراحی شده که زیر خرک قرار گرفته و حالت گلدانی شکل دارد که خیلی سریع و در کمتر از دو دقیقه این پوست عوض می شود که با تعویض پوست در رنگ و صدای این ساز تغییراتی نیز ایجاد خواهد شد و این درحالی است که هیچ یک از سازهای ایرانی چنین حالتی را ندارند یعنی همان رنگی را که از آغاز دارند همان هم ثابت می ماند؛ ولی تغییر رنگ &quot;صراحی&quot; درسازبندی ارکستر و همچنین تک نوازی&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 109px; HEIGHT: 300px&quot; hspace=4 src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.ir/More/sorahi-bamsaz-2.jpg&quot; align=left vspace=2 border=0&gt; نقش بسزایی دارد و حتی خود استاد نظرشان این است که این ساز در ارکسترهای زهی مانند ارکستر مجلسی هم می تواند به کار گرفته شود.  &lt;BR&gt;از جهت صدادهی با سازی مثل کمانچه خیلی متفاوت است نوع دسته این ساز مانند ویولن آلتو است اما دسته ساز کمانچه گرد است از نظر ظاهری هم&quot;صراحی&quot; کاسه بزرگ تری نسبت به کمانچه دارد و نوع خرک و سیم گیر آن هم مانند ویلون طراحی شده است. &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;در گروه شهناز سازهایی مثل کمانچه ، قیچک آلتو و قیچک باس داریم و زمانی که این ساز به این مجموعه اضافه شد رنگ سازهای کششی ما تغییرات بسیاری کرد و رنگ زیبایی به این مجموعه اضافه شد و صدای خاصی دارد صدایی که تا کنون وجود نداشته و صدایی کاملا جدید است و رنگ آمیزی خوبی به این ارکستر داده است .&lt;BR&gt;&quot;صراحی&quot; سازی است که توسط استاد شجریان طراحی و ساخته شده است و با توجه به شناختی که اهالی موسیقی و مردم از این استاد آواز دارند به نظرمی رسد که با این ساز حرفی برای گفتن دارند و باید به مرور زمان به ماهیت وجودی &quot;صراحی&quot; پی ببریم بنابراین من فکر می کنم این ساز جای خودش را در میان مخاطب باز خواهد کرد؛ با توجه به این نکته که پیش بینی استاد این است که ارکسترهایی در این زمینه راه اندازی کنند و در آینده به اهدافی که می خواهند برسند گمان می کنم جای خوبی بین نوازنده ها باز خواهد کرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=justify&gt;// صحبت های سازندگان ساز نیز در این باره حائز اهمیت است. محمود فرهمند؛ سازگر، درباره ی سازهای ابداعی شجریان می‌گوید:&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot;&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=justify&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 75px; HEIGHT: 75px&quot; hspace=0 src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.ir/More/qoute01.gif&quot; align=right border=0&gt;صدای &quot;بم ساز&quot; در ارکسترهای ایرانی کاربردی ندارد و به نظرمن تنها برای&lt;IMG hspace=4 src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.ir/More/sorahi-bamsaz-3.jpg&quot; align=left vspace=2 border=0&gt; موسیقی متن فیلم و یا تئاتری که نیاز به موسیقی شبیه موسیقی هند دارد به کار می آید درواقع نوازنده با این ساز قطعه ای را در چهارگاه می زد و به صرف اینکه این قطعه در چهارگاه نواخته می شود نمی توان گفت که موسیقی ایرانی می زند چراکه با هرسازغیر ایرانی مثل پیانو هم می توان قطعه ای را در چهارگاه اجرا کرد و به نظرمن این مسئله از دید تخصصی قابل قبول نیست.&lt;BR&gt;استاد شجریان در صحبت های خود نقش پوست در صدادهی را موثر دانست در صورتی که اگر به معنای واقعی ساز مطرح نباشد باید دنبال پوست خوب بگردیم و روی هر شیئی پوست بکشیم و بگوییم که این ساز است؛ البته نقش ساز را به کلی رد نمی کنم اما پوست تنها عامل صدادهی یک ساز نیست.&lt;BR&gt;صدای این ساز هیچ هماهنگی با صدای بم ، باس و سوپرانو نداشت و بیشتر شبیه چند ساز مثل طبلا و سازهای هندی بود که به هم متصل شده بود و سازی نبود که در ارکسترهای ایرانی مورد استفاده قرار گیرد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=justify&gt;// رامین جزایری، یکی از سازگران شناخته شده و از اعضای کانون سازگران در مورد این سازها چنین گفت: &lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot;&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=justify&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 75px; HEIGHT: 75px&quot; hspace=0 src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.ir/More/qoute01.gif&quot; align=right border=0&gt;ماندگاری یک ساز در طول زمان مشخص می شود صدای بم در ارکسترهای&lt;IMG hspace=4 src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.ir/More/sorahi-bamsaz-4.jpg&quot; align=left vspace=2 border=0&gt; ایرانی یک نیاز جدی است و افراد بسیاری هم در دوره های مختلف طرح داده و سازهایی هم درست کردند اما ماندگاری یک ساز در طول زمان مشخص می شود. &lt;BR&gt;نیاز به وجود سازهایی مانند &quot;صراحی&quot; و&quot;بم ساز&quot; در ارکسترهای موسیقی ایرانی از گذشته وجود داشته و افراد مختلفی هم سازهای مختلفی ابداع کرده اند و سیم های مختلف را آزمایش کردند و یا فرم کاسه های ساز را تغییر داده اند اما باید صبوری به خرج داد و نتیجه آن را در طول زمان دید.&lt;BR&gt;میزان خوب و یا بد بودن صدای یک ساز و تغییرات موجود در سازها را موزیسین ها حس می کنند و بعد از آن با مراجعه به ساز سازان با همفکری یکدیگر تغییرات را ایجاد می کنند البته این تغییرات به راحتی صورت نمی گیرد بلکه زمان می برد و باید اتودهای مختلف روی آن زدن شود این روش اصولا در یک پروسه تاریخی تکامل می یابد و یک ساز برای اینکه به تکامل برسد و در میان مردم و موزیسین ها نهادینه شود شاید صد سال زمان ببرد.&lt;BR&gt;بنابراین اینگونه نیست که وقتی یک سازی ساخته شد فکر کنیم که کار به پایان رسیده و آماده عرضه است ، همین سازهای ملی مانند تار و یا سه تار هر 15 سال تغییرات جزئی می کند و این نوازنده ها هستند که به شیوه های مختلف تدریجا تغییرات این ساز ها را جا می اندازند در نتیجه پدیده ای نیست که یک شبه تصمیم به ساخت آن گرفته شده باشد و بعد هم در ارکسترها مورد استفاده قرار گیرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;
&lt;BLOCKQUOTE dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot;&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;// و اما آخرین واکنش و اظهارنظر در این مورد، مقاله «سجاد پورقناد» نوازنده‌ی تار و سه‌تار و سردبیر مجله موسیقایی «&lt;A href=&quot;http://harmonytalk.com/&quot; target=_blank&gt;گفتگوی هارمونیک&lt;/A&gt;» بود. پورقناد در این مقاله با بیانی صریح و به دور از تعارفات معمول به نقد این دو ساز پرداخت. گفته های پورقناد حاوی نکات جالبی پیرامون حرفه‌ و عمل سازگری است:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot;&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 75px; HEIGHT: 75px&quot; hspace=0 src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.ir/More/qoute01.gif&quot; align=right border=0&gt;قصد ندارم به مقدس نمایی سازگري و ناامید کردن ایده های جدید (و حتی خام) در اين زمینه بپردازم و در واقع شجریان یا هر کس دیگری حق دارند ایده های خود را مطرح کنند؛ در موارد بسیار بسیار استثنایی هم ممکن است کسی که در طراحی صنعتی هم سررشته ای نداشته باشد، طرح جالب توجهی را بدهد که کارایی داشته باشد. ولی آیا سازهای شجریان کارآیی لازم را داشتند؟ اصلا شجریان به دنبال چه صدایی بوده که هیچ سازگری نتوانسته آنرا از سازهای فعلی بگیرد که حال خود او دست به کار شده و چنین سازهایی تولید کرده؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=justify&gt;سازهایی که ابتدایی ترین مشکل سازگری كه عبارت است از حرکت نامتعادل نیروها، در صدایشان نمایان بود با نوازندگی نوازنده سنتور (که بم ساز را نواخت) و نوازنده کمانچه و ویولون (که صراحی را نواخت) به اجرا در آمد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=justify&gt;عجیب اینجاست که نوازنده ای که ویولون نواخته، حاضر به اجرا با این ساز شده است که&lt;IMG hspace=4 src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.ir/More/sorahi-bamsaz-5.jpg&quot; align=left vspace=2 border=0&gt; این اتفاق فقط نتیجه دو عامل می تواند باشد، یک این نوازنده هنگامی که ویولون هم مینوازد قادر به تشخیص عوامل تعادل نیروها در ساز نیست یعنی مثلا اگر پل در ویولون وجود نداشته باشد از صدای ساز متوجه این موضوع نمی شود یا اینکه او متوجه این اشکالات در صراحی میشود ولی به خاطر احترام به جایگاه شجریان یا نام آوری این اجرا حاضر شده سازی معیوب را وارد سیستم موسیقی کشور کند!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=justify&gt;چرا شجریان بدون استفاده از دانش این حرفه دست به کار ساخت ساز میشود؟ آیا شجریان برای طراحی این ساز معیارهای سازگری مانند محاسبات حرکت نیروها در ساز که در شاخه فیزیک آکوستیک قرار می گیرد و همچنین فرمول های رنگ ساز که در شاخه شیمی قرار می گیرد و بسیاری محاسبات دیگر سازگری، مربوط به سیم و متریالهای تشکیل دهنده ساز را مطالعه کرده است؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=justify&gt;بررسی دقیق و علمی این ساز توسط متخصصان این موضوع مجالی دیگر می طلبد که در موضوع این نوشتار نیست و سعی خواهیم کرد در آینده به آن بپردازیم. ولي اين واقعيتي است دردناك كه تقريبا تمام سازگران خوب ايران، به دليل نداشتن علم سازگري، در واقع كپي كارهاي خوب سازهاي &quot;فني&quot; هستند و وقتي سازي جديد را توليد مي كنند، مشخص ميشود كه واقعا داراي چه ميزان دانش در اين زمينه هستند!&lt;BR&gt;[ لینک مطلب در پایگاه گفتگوی هارمونیک &lt;A href=&quot;http://www.harmonytalk.com/id/1734&quot; target=_blank&gt;+&lt;/A&gt; ]&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;// با توجه به اتفاقات اخیر، باید منتظر نظرات بیشتر و واکنش های متفاوتی در این زمینه باشیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sat, 01 Nov 2008 13:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tahrir&amp;postid=193</comments>
<dc:creator>tahrir</dc:creator>
<guid>http://tahrir.blogfa.com/post-193.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تسلیت  به یک هنرمند</title>
<link>http://tahrir.blogfa.com/post-192.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;نـه اکـنـونـسـت بـر مـا جـور ایـام / کـه از دوران آدم تـاکـنـونـسـت&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.ir/More/riyahi-tasliyat1.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;با خبر شدیم استاد حسن ریاحی آهنگساز بزرگ کشورمان در غم در گذشت مادر سوگوار است؛ این واقعه غم انگیز را به ایشان تسلیت گفته و برای این استاد گرانقدر آرزوی صبر و شکیبایی داریم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #666666&quot; color=#ffffff&gt;// در بخش &quot;موسیقی زمینه&quot; می‌توانید اثر «مرثیه»، کاری از استاد حسن ریاحی را بشنوید&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 27 Oct 2008 15:02:47 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tahrir&amp;postid=192</comments>
<dc:creator>tahrir</dc:creator>
<guid>http://tahrir.blogfa.com/post-192.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عبدالله خان دوامی از زبان شجریان</title>
<link>http://tahrir.blogfa.com/post-191.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.ir/More/Davaami-Shajarian2.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;اولین دیدار.&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;پاییز سال 1351 بود که روزی همره استاد فرامرز پایور برای اولین بار به منزل استاد دوامی در جماران رفتم. خانه­یی دو اتاقه، کوچک، بسیار محقر اما تمیز. عبدالله خان که در آن هنگام 81 ساله بود، جثه­ای نحیف و اندامی کوچک داشت و ما را به گرمی پذیرفت. پایور هفته­یی دو روز به استاد دوامی که تنها زندگی می­ کرد، سر می‌زد و معلوم بود که رابطه­ی این دو موسیقیدان بزرگ بسیار تنگاتنگ و صمیمی است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پایور مرا به استاد معرفی کرد. عبدالله خان با لبخندی متین زیر لب تعارفی کرد و گفت: «خوش آمدید!». پایور پس از معرفی من افزود که: «شجریان می خواهد بیاید و نزد شما ردیف­ها را کار کند.» استاد جواب داد: «خیلی خوب! بیاید، یک دفتر هم بیاورد و شعر ها را بنویسد، ولی ضبط صوت نیاورد!» بعد از آن، پایور نگاهی به من کرد و آهسته گفت:« عبدالله خان از ضبط صوت بدش میآید. مبادا ضبط صوت بیاوری، که دیگر به منزلش راهت نمی دهد!» &lt;BR&gt;پس از پذیرایی مختصری که استاد با چای از ما کرد و مقداری از این در و آن در صحبت کردند، سفارش‌هایی برای کارهای خودش به پایور داد که معلوم می کرد وی به همه امور منزل و کارهای اداری و شخصی استاد رسیدگی می کند. سپس برخاستیم و خداحافظی کردیم و عبدالله خان ما را با گرمی تا دم در مشایعت نمود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;زمزمه های استاد.&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;از فردای آن روز، طبق قرار به منزل استاد دوامی رفتم و همان شد که تا آخرین روزهای زندگي استاد دوامي، اغلب اوقات هفته را با ايشان بودم و يك روز در ميان استاد را سوار اتومبيل كرده براي خريد يا گردش به خيابانهاي شميران مي بردم. مي توانم بگويم كه در اين مدت به شكل يك نيمه خانه شاگرد در خدمت او بودم. ايشان هم لطفي پدرانه و عميق به من پيدا كرده بود، همه اسرارش را به من مي گفت و هر وقت هم كار فوق العاده اي پيش مي آمد، تلفن مي‌زد و احضارم مي كرد. وقتي تلفن مي كرد و من گوشي را برميداشتم و سلام ميدادم بجاي جواب سلام مي گفت: بلند شو بيا كارت دارم، يا مثلا وقتي عصر مي آيي فلان چيز را بگير و بياور! &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در تمام مدتي كه در كنارش بودم از استاد در باره موسيقي سئوال مي كردم و او جواب ميداد و گاهي خاطراتش را برايم بازگو مي كرد. در خانه كه بوديم دفتري داشتم كه آموخته هايم را در آن مي‌نوشتم اما هنگامي كه در اتومبيل بوديم و من رانندگي مي كردم، اين كار امكان نداشت و او هم در اتومبيل عادت داشت كه تصنيفي را زمزمه كند و يا گوشه اي از رديف را برايم بخواند. &lt;BR&gt;براي اينكه جواب سئوالهايي كه در اتومبيل مي پرسيدم فراموش نكنم و يا تصنيف ها و گوشه ها از دستم در نرود مجبور شدم يك ضبط صوت مخفي در اتومبيل كار بگذارم . ضبط صوت با يك كليد شروع به ضبط مي‌كرد. استاد از اين كار اطلاعي نداشت و من بسيار شرمنده بودم كه چرا بايد به اجبار دست به كاري بزنم كه دوستم و استادم نمي خواهد. ولي نگراني عميقي داشتم كه ديگر اين موقعيت ها پيش نيايد و پاسخ سئوالاتم از بين برود. اين نگراني موجب شده بود كه دست به اين كار بزنم كه هر وقت به آن فكر مي‌كنم، اگرچه نزديك به بيست سال از آن روزگار مي گذرد ، احساس شرمندگي مي كنم. &lt;BR&gt;به هر حال اين كار را مدام انجام ميدادم و يك بار هم نگذاشتم عبدالله خان بفهمد حرفها و زمزمه هايش را ضبط مي كنم. زيرا فهميدن همان و سلب اعتماد شدنش از من همان. شايد خطاي آن روز مرا، گنجينه مختصري كه از اين راه براي آيندگان و پژوهندگان ثبت شده جبران كند و روح استاد شادمان گردد.» &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;بستن قرداد براي ضبط تصنيف هاي مرحوم دوامي.&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;یک هفته پس از درگذشت نورعلی خان بود که استاد دوامی به من تلفن زد و گفت:« آقا بیا اینجا کارت دارم.» عصر طبق معمول به حضور رسیدم. تاثری عمیق داشت و با چشمانی مات و مبهوت از پنجره‌ی اتاقش بیرون را نگاه می کرد! درهمان حال خطاب به من گفت: «نورعلی خان جوان بود آقا! حیف شد رفت!» و پس از یک دقیقه سکوت که انگشت سبابه­ی دست راست را به عادت همیشه روی دندان­های جلو گذاشته بود، ادامه داد: «ولی من سلامتم آقا!» &lt;BR&gt;از این حرف استاد با اینکه متاثر بودم، خنده­ام گرفت که عبدالله خان بعد از مرگ نورعلی خان برومند احساس نگرانی می کند، چون 15 سال از او بزرگتر بود، و از طرف دیگر خود را دلداری می دهد که کاملا سلامت است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;عبدالله خان پس از این حرف ادامه داد:« آقا! پهلبد می خواسته که من تصانیف قدیمی را برای فرهنگ و هنر بخوانم و آنها ضبط کنند. قرارداد بسته­اند که مبلغی بعد از پایان کار به من بدهند. پایور هم آمده و تصانیف دستگاه شور را همراهش خوانده­ام و ضبط کرده­اند. ولی بیش از یک سال است که دیگر برای این موضوع پیش من نیامده­اند و دیگر حرفی از این مساله نیست. تو برو بگو آقا، من هم فردا می روم و این تصنیف­ها از دست می رود. بیایند و دم و دستگاهشان را بیاورند تا یادم نرفته بخوانم.» بعد گفت:« به گمانم آقا! پایور برای این کارش اضافه حقوق می­خواسته، ولی چون پهلبد موافقت نکرده، این کار معطل مانده است.»&lt;BR&gt;بعد از اين حرفها فكري به خاطرم رسيد و گفتم: استاد، پيشنهادي دارم. گفت : ديگر به من نگويي استاد. استاد چيه؟ به اوستاي حمومي ميگن استاد. گفتم: به چشم آقا، شما حاضريد قراردادي را كه با فرهنگ و هنر بستيد و به آن عمل نكردند ، اين قرارداد را با من ببنديد؟ يك دستگاه ضبط صوت خوب هم مي آورم، براي من بخوانيد ضبط كنم. مبلغ قرارداد هم هر چه هست با دل و جان تهيه كرده و مي پردازم شما كه بابت قرارداد از فرهنگ و هنر پولي نگرفته ايد؟ گفت : نه آقا! گفتم: پس با همان شرايط به من واگذار كنيد. &lt;BR&gt;جواب داد: خيلي خوب است، بله آقا، چه بهتر كه تو اين كار را بكني، چون اگر آنها علاقه داشتند مي‌آمدند. تو، هم علاقمندي و هم موقع ضبط بهتر مي تواني به من كمك كني كه يك تصنيف را دوبار نخوانم. بله آقا! فكر خوبي است. آدم چه ميداند چند روز از عمرش باقي مانده، شب مي خوابد و صبح بلند نمي شود، منتها بايد از آن درست استفاده كني، درست ياد بگيري و درست بخواني. اين آهنگ‌ها را كه اينجوري نبايد بخوانند. اينها هر كدام يك وزني دارد كه بايد مراعات شود. در ضمن اگر اين آهنگها دست خيلي از اين نوازنده هابرسد، هر تكه اش را غلط و غلوط بنام خودشان اجرا مي كنند و مي‌گويند اين آهنگ را ما ساخته‌ايم! اين آهنگ بايد درست نگهداري و درست اجرا كني. &lt;BR&gt;به استاد اطمينان دادم كه مثل مردمك چشمم از آهنگ‌ها و تصنيف‌ها نگهداري خواهم كرد و تا درست ياد نگيرم آنها را اجرا و ضبط نخواهم كرد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;روز بعد كه ضبط صوت آوردم ايشان دست خطي را كه به شكل قرارداد نوشته بودند به من دادند. توصيه هاي لازم را در ان ياد آور شدند و مبلغ قرارداد هم ذكر شد. همان روز پاداشي را كه به خاطر اجراي راست‌پنجگاه، در جشن هنر شيراز از اداره راديو گرفته بودم به عنوان پيش پرداخت، حضور استاد تقديم كردم و مدت يكسال و نيم طول كشيد كه تصنيف ها ضبط شد. هفته اي دو روز بعد از ظهر، به اين كار اختصاص داده بوديم ايشان مي خواند و من ضبط و يادداشت مي كردم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در مرحله اول، طبق يادداشت هايي كه آقاي دوامي داشت حدود 250 تصنيف قديمي ذكر شده بود، كه در عمل به 140 تصنيف تقليل پيدا كرد. چون خيل از اين آهنگ ها با شعرهاي گوناگون اجرا ميشد. بالاخره حدود 140 تصنيف را به اين ترتيب ضبط كردم. خوشحالم از اينكه توانستم اين گنجينه گرانبها را براي بايگاني موسيقي ايران ثبت و حفظ كنم. يكي از كارهايي كه در نظر دارم در كارنامه هنري ام عرضه كنم، خواندن اين مجموعه، تصانيف همراه اركستر سازهاي ايراني است. &lt;BR&gt;البته اغلب آنها توسط خودم يا خوانندگان ديگر اجرا شده اند. ولي همانطور كه آقاي دوامی مي‌گفت، اكثرا ريتم و وزن اجرا از نظر تندي و كندي و حالات ريزه كاري با آنچه استاد خوانده فرق دارد. و من كه سالها شيوه اجراي آنها را نزد عبدالله خان كار كردم ، در نظر دارم كه همه آنها را با همان شيوه اجرا و ثبت كنم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=5 src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.ir/More/Davaami-Shajarian1.jpg&quot; align=right vspace=2 border=0&gt;گمشده‌ی استاد.&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;اینجا باید اضافه کنم که بطور کلی عبدالله خان انسان بسیار شکاکی بود و مخصوصا در مورد نوازندگان نظر خوبی نداشت، حالا علتش چه بود، من هم نمی دانم! حتی به پایور هم که این همه به استاد مهر می­ورزید و همه کارهایش را با دل و جان انجام می­داد، شک داشت، که تصوری کاملا نابجا بود. &lt;BR&gt;مثلا یادم می­آید راجع به سه تاری که داشت و صفحه­ آن از پوست بود و به دیوار اتاقش آویخته بود، یک بار گفت: «این سه تار ساز خوبی است آقا، لطفی چشمش دنبال این ساز است، گفت پوستش خراب است ببرم درست کنم، ترسیدم بدهم ببرد و دیگر نیاورد!» در حالی که من به خوبی می دانستم که محمدرضا لطفی حاضر است جانش را هم برای استادش بدهد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آن روز هم که صحبت می کردیم چنین شکی در وجود استا دوامی ریشه گرفته بود. روکرد به من و افزود :«راستی آقا! برو پیش محمود علی خان برادر نورعلی خان برومند، آن کتابچه­­ی تصنیف مرا که گم شده، بگیر و بیاور. آن کتابچه یک شب در یک میهمانی گم شد. آن شب خیلی آنجا بودند و چشمشان دنبال آن کتابچه بود. چون من همه تصانیفی را که بلد بودم، در آن کتابچه نوشته بودم و هر وقت یادم می‌رفت، به آن مراجعه می کردم. بعدا فهمیدم این کتابچه نزد حاج آقا محمد است.»&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بعد دوباره انگشت سبابه­اش را روی دندان هایش گذاشت و پس از چند ثانیه فکر کردن افزود: «البته حاج آقا محمد این کاره نبوده، ولی خوب، به کتابچه­ی من نظر داشت. من گاهی به خانه او می رفتم، یعنی همه خوانندگان و نوازندگان به خانه­اش می رفتند. یک بار هم پرسیدم که می گویند کتابچه من پیش شماست، ولی حاج آقا محمد اظهار بی اطلاعی می کرد. به گمانم دروغ می گفت آقا! او این چیز ها را خیلی دوست داشت. هر چه ساز خوب و قدیمی هم که بود، در خانه­اش جمع کرده بود. البته آدم بدی نبود، فکر می کنم خیلی تصانیف قدیمی و مخصوصا تصانیف شیدا را از روی آن دفترچه یاد گرفته بود. &lt;BR&gt;می‌گویند وقتی حاج آقا محمد فوت شد، سازهای قدیمی و آن کتابچه را نورعلی خان برومند گرفته و نگهداری می کند. حالا تو برو از برادر برومند آن را بگیر و بیار، چون بعضی از آن ها را یادم رفته، حیف است! اگر دوباره مراجعه کنم، یادم می­اید. البته بیشترش یادم هست، فقط چندتایی ممکن است یادم رفته باشد.»&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;مرگ عبدالله دوامي معروف به دايره المعارف موسيقي. &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;همسر استاد دوامي، از محل منزل و كوچكي خانه جماران راضي نبود و عبدالله خان را وادار ساخت كه آن خانه قديمي را بفروشد و آپارتمان كوچكي در چهل و پنج متري سيدخندان، بعد از مجيديه، نبش يك چهارراه پررفت و آمد بخرد. استاد دو سه سال آخر عمر خود را در اين آپارتمان بسيار رنج برد و سر و صداي اتومبيل‌ها، شلوغي محل و هواي آلوده ان، بويژه در گرماي طاقت فرساي تابستان او را بسيار اذيت مي‌كرد و به همين خاطر هميشه با كنايه مي گفت: خانم از اينجا بيشتر از شميران خوشش مي آيد!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بالاخره زمستان 1359 بود كه استاد روزي از خانه بيرون مي رود، هنگام بازگشت چون كليد آپارتمان را به همراه نداشته، براي اينكه پشت در نماند، جواني به سرش مي‌زند و در آستانه 90 سالگي از پنجره مي رود بالا ولي در يك لحظه غافل شده و به زمين مي افتد. در اين حادثه استخوان لگن خاصره اش مي‌شكند و در بيمارستان بستري مي شود ولي به علت فراموشي، قرص‌هاي مسكن را كه دكتر برايش تجويز كرده بود، بيش از دستور مي خورد و دچار مسموميت هم مي‌شود و شبانگاه بيستم دي ماه در بيمارستان، دارفاني را وداع مي كند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ايامي كه اين حادثه براي عبدالله خان پيش آمد من در مسافرت بودم. وقتي برگشتم، آقاي پايور تلفن زد كه براي دوامي چنين اتفاقي افتاده و در بيمارستان بستري است. فردا سري به او بزن، همه اش از تو مي پرسد. &lt;BR&gt;فردا صبح وقتي به بيمارستان رسيدم دير شده و استاد شب قبل در گذشته بود. خويشان و ياران و شاگردانش خبردار شدند و براي تشیيع جنازه و خاكسپاري به بيمارستان آمدند. در سردخانه بيمارستان با دوربين فيلمبرداري كه يكي از شاگردان استاد آورده بود به عنوان آخرين يادبود از جنازه اش فيلم گرفتند و در بهشت زهرا شست و شو داده و به خاك سپرده شد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 14 Oct 2008 09:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tahrir&amp;postid=191</comments>
<dc:creator>tahrir</dc:creator>
<guid>http://tahrir.blogfa.com/post-191.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>منصور احمدي درگذشت</title>
<link>http://tahrir.blogfa.com/post-190.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=5 src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.ir/More/mansour-ahmadi2.jpg&quot; align=right vspace=2 border=0&gt;«منصور احمدي» نوازنده سنتور بر اثر سكته مغزي از دنيا رفت و روز گذشته به خاك سپرده شد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به گزارش بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، «منصور احمدي» نوازنده سنتور، در سال ‌١٣٠٩ در تهران به دنيا آمد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;او علاوه بر تأسيس كلاس‌هاي موسيقي و تربيت شاگردان، اولين آهنگ خود را قطعه‌اي از مولوي به نام «من مست و تو ديوانه» انتخاب كرد و آن را به صورت زنده در راديو اجرا كرد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;سرانجام «منصور احمدي» چهارشنبه گذشته در بيمارستان فيروزگر تهران از دنيا رفت و صبح روز گذشته در بهشت «سكينه» كرج به خاك سپرده شد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به گزارش ايسنا، مراسم ختم اين هنرمند فردا (يكشنبه ‌٢١ مهرماه ساعت ‌٢٠ تا ‌٣٠/١٨) در مسجد نور تهران واقع در ميدان فاطمي برگزار مي‌شود. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;او آهنگ‌هاي براي برنامه‌هاي «گل‌هاي جاويدان» و هنرمنداني همچون «ايرج» ساخت. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;وي در طول دوران يادگيري موسيقي‌اش از كلاس اساتيدي چون «صبا» و «ميثاقيان» بهره‌مند شد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;STRONG&gt;وبلاگ تحریر این ضایعه را به اهالی موسیقی و خانواده ی زنده یاد احمدی تسلیت عرض می کند&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.ir/More/mansour-ahmadi1.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/Mirzadeh/qoute3.gif&quot; align=baseline border=0&gt; &lt;A href=&quot;http://www.gol-ha.blogfa.com/post-7.aspx&quot; target=_blank&gt;مصاحبه ی وبلاگ گلها با زنده یاد منصور احمدی&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 11 Oct 2008 18:06:48 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tahrir&amp;postid=190</comments>
<dc:creator>tahrir</dc:creator>
<guid>http://tahrir.blogfa.com/post-190.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
