صدای 6 دانگ
صدای شش دانگ چیست ؟ کدام خواننده ی ایرانی صدای شش دانگ دارد ؟ حتما بارها و بارها از این و آن شنیده اید که فلان خواننده از وسعت صدای بسیار بالایی که اصطلاحا شش دانگ نامیده می شود برخوردار است. اما آیا واقعا چنان وسعت صدایی وجود دارد؟ آیا خواننده ای که بتواند با چنان وسعت صدایی بخواند در جهان وجود دارد؟

آنچه در این زمینه به نظر بنده می رسد به طور اختصار برای شناخت هرچه بیشتر علاقمندان موسیقی و به ویژه نسل جوان معروض می دارم. ابتدا بهتر است بدانیم دانگ در موسیقی چیست و به چه فاصله ای از نت ها دانگ می گویند. به طور کلی فاصله ی چهار نت متوالی موسیقی را یک دانگ می گویند. مثلا از نت "دو" تا نت "فا" را یک دانگ می گویند. بنابراین فاصله هشت نت متوالی موسیقی که یک گام می شود، شامل دو دانگ است. از نت "دو" تا نت "فا" دانگ اول، و از نت "سل" تا نت "دو" دانگ دوم است. ضمنا باید توجه داشت که تعداد هشت نت متوالی موسیقی را که از هر نتی شروع شده و به نت همنام ختم شده باشد به لفظ بین المللی " اکتاو" نیز نامیده می شود. بنابراین هر اکتاو نیز شامل دو دانگ است ، اما در موسیقی بین گام و اکتاو تفاوتهای وجود دارد.
اما در مورد صدای شش دانگ در موسیقی ایران معمولا وسعت سازها و همچنین صدای خوانندگان را بر حسب دانگ مورد اندازه گیری و سنجش قرار می دهند. صدای خوانندگان اعم از خواننده ی زن و یا مرد، به طور معمول هر یک وسعت خاصی دارد و چون جنس صدا و بخصوص تارهای صوتی همه ی خوانندگان یکسان نمی باشد، لذا از لحاظ زیر و بم اصوات (بالا و پایین) تقسیم بندی هایی صورت گرفته که مجموعه ی اصوات خوانندگان را شامل می شود. این تقسیم بندی ها که شکل بین المللی به خود گرفته به شرح جدول زیر می باشد :

بنابراین معمولا مجموعه اصوات خوانندگان مرد و زن را صدای شش دانگ می نامند. باید توجه داشته باشیم که فی المثل اگر خواننده ای به دلیل نازک بودن تارهای صوتی ، دارای صدای زیر، یعنی صدای بالایی بود ، دلیل بر ان نیست که شخص دارای وسعت صدای شش دانگ می باشد. زیرا همانگونه که
اشاره شد منطقه ی صدای او در نتهای بالاتری قرار گفته است. به طور کلی صدای دقیق و شفاف و به اصطلاع "شارپ" در خوانندگان، محدوده خاصی دارد و پایین تر از آن و بالاتر از آن دیگر نمی تواند صدای شفاف باشد و قاعدتا یک صوت فیزیکی خواهد بود، نه صوت موسیقایی و مانند آن است که کسی بخواهد فریاد بزند یا جیغ بکشد.
تجربه ای که اینجانب طی سالیان دراز فعالیت های هنری و همکاری با بسیاری از خوانندگان کسب نموده ام این است که محدوده ی صدای دقیق و شفاف یک خواننده اعم از مرد یا زن، به طور طبیعی معادل حدود دو اکتاو یعنی چهار دانگ بیشتر نیست. البته در این راستا بعضی از خوانندگان به ویژه اگر با فن موسیقایی و سازها نیز اشنایی داشته باشند می توانند با تربیت تارهای صوتی خود این محدوده ی صوتی را به مقدار کمی در قسمت بم یا زیر افزایش دهند. ولی به هر حال محدوده ی صدای طبیعی یک خواننده ی مرد چهار دانگ و شامل نت های زیر است :

امروزه با استفاده از دستگاههای پیشرفته ی الکترونیکی و دیجیتالی می توانند به طرق مختلف برخی از اصوات خوانندگان را تغییر دهند و یا بر وسعت آن بیافزایند و یا به صورت دو صدایی بم و زیر مورد استفاده قرار دهند. حتی میتوانند با استفاده از این دستگاهها، صداهای مختلف را به گونه ی متفاوت آرایش دهند که البته این امر قاعدتا هنر محسوب نمی شود.زیرا در این زمینه نقش اصلی را صنعت ضبط و مونتاژ ایفا نموده است. در پاره ای از موارد هم آهنگ هایی را می شنویم که خواننده آن بدون اینکه جایی برای نفس کشیدن داشته باشنند، قطعات را به صورت پیاپی و پشت سر هم خوانده است و همواره برای خیلی ها مورد سوال است که خواننده ی این قطعات از کجا نفس آورده است؟ مگر می توان بدون نفس اوازی را پشت سر هم خواند ؟خب به درستی معلوم است آهنگ هایی که بدین گونه ساخته می شوند به صورت قطعه قطعه ضبط شده و هنگام پخش پشت سر هم شنیده می شوند.
مجموعه این مسائل سبب می شود که ما می بینیم در سالیان اخیر برای اینکه برخی از آهنگ هایی که ساخته می شود نمی تواند آن تاثیر لازم و دائمی را بر روی مخاطبین خود بگذارد و یا بعضی از ان آهنگ ها مانند دستمال کاغذی فقط مصرف یک باره دارند.
به نظر اینجانب موسیقی ایرانی نباید دستخوش تحولات موسیقی الکترونیکی قرار گیرد. به وضوح شاهد آن هستیم و می بینیم که به مرور ایام، موسیقی ایرانی در حال از دست دادن اصالت خود بوده و از احساس دور می شود. از قدیم الایام به صدای خوانندگان مرد راست کوک و به منطه ی صدای خوانندگان زن که معمولا یک دانگ بالاتر بوده چپ کوک می گفتند. نهایتا پیرامون شناخت وسعت صدا در مورد خوانندگان، چنانچه اگر برخی از مردم اضهار نظرهای ناآگاهانه و غیر اصولی و غیر فنی می نمایند تقصیری ندارند، چون مسئولین امر در جهت ارتقا و بینش و آگاهی هنری آنان نقش چندانی نداشتند. حتی هنوز هم متاسفانه هنر موسیقی در سرزمین ما جدی گرفته نشده و جایگاه خود را باز نیافته است. در این راستا سخنم بیشتر متوجه کسانی است که براین باورند که خواننده ی دلخواه آنان، دارای صدای شش دانگ و یاحتی گاهی می شنویم که بیشتر از شش دانگ صدا بهره مندند. به هر حال چنین نیست و اگر خواننده ای بر این باور بوده باشد، یا نا آگاهانه اظهار نظر نموده و یا متاسفانه شاید قصد عوام فریبی داشته است که امیدوارم چنین نبوده باشد.
ضمنا در خاتمه نظر علاقمندان را به چارت نتی که در این زمینه تهیه شده جلب می نمایم.

.........................................................................
گام (scale) و رابطه آن با آوازخواني:
گام عبارتست از تعدادي اصوات پي در پي كه با فواصل معيّن وحساب شده بدنبال هم قرار مي گيرند. به عبارتي ساده تر : گام از صداهاي اصلي سازنده يك قطعه موسيقي كه زير وبم هايي متفاوت دارند و بترتيب از بم به زير يا از زير به بم مرتب شده اند، تشكيل شده است.
گام هاي اساسي موسيقي غرب از آغاز سده هفدهم تا آغاز سده بيستم گام هاي ماژور (Major scale) و مينور(Minor scale) بوده اند.گام ماژور(گام بزرگ) ميان صداهاي متوالي خود الگوي معيني از فاصله ها دارد كه اين فاصله ميان اصوات متوالي يك گام غربي به دو نوع : پرده ( whole step) ـ نيم پرده (half step)يافت مي شود.
نيم پرده كوچكترين فاصله ايست كه بطور مرسوم در موسيقي غرب بكار رفته است ( در موسيقي ايراني ربع پرده نيز وجود دارد).در نواختن گام« دو ماژور» فقط شستي هاي سفيد پيانو بكار گرفته ميشوند كه فاصله ميان نت هاي Me و Fa - ونت هاي Ci وDo نيم پرده است، به همين علت در ساز پيانو ميان شستي هاي اين نت ها شستي هاي سياه (نيم پرده اي) وجود ندارد. هرگام با اولين نت تشكيل دهنده خود نامگذاري مي شود(بعنوان مثال گامي كه با نت Do شروع شود ، گام Do نامگذاري ميشود.). پس با مبنا قرار دادن هريك از دوازده صداي محدوده يك گام، ميتوان گامهاي ماژور مشابهي ساخت(كه دوازده گام ماژور بدست مي آيد).
گام مينور(گام كوچك) - مانند گام ماژور- از هفت صداي متفاوت و صدايي هشتم كه تكرار صداي اول در يك اكتاو بالاتر است تشكيل مي شود كه با مبنا قرار دادن هريك از دوازده صداي محدوده يك گام، دوازده گام مينور بدست مي آيد. در گام مينور فاصله ميان درجه هاي دوم(Re) و سوم (Me) - و درجه هاي پنجم(Sol) و ششم(La)نيم پرده است.
يكي از دلايل برتري موسيقي شرق نسبت به موسيقي غرب اين ست كه اساس موسيقي غرب بر دو نوع از گام «ماژور و مينور» استوار است كه تقريبا" با دستگاه ماهور- بيات اصفهان و دستگاه همايون موسيقي ايراني منطبق است ولي در موسيقي شرق بغير از اين دونوع گام (ماژور= ماهور، مينور= بيات اصفهان و همايون) انواع ديگري از گامها وجود دارد كه ديگر دستگاهها و آوازهاي موسيقي شرق را تشكيل مي دهند.
درجات گام:
اصوات معين و پي در پي در يك گام را درجات گام گويند.
1- درجه اول گام، موسوم به تونيك(Tonic) است كه ريشه آن از كلمه تن و صدا دار بودن گرفته شده و تونيك گام در حقيقت نام همان گام است.
2- درجه دوم گام، موسوم به روتونيك (Supertonic) است، يعني : نتي كه روي نت تونيك(درجه اول) واقع است.
3- درجه سوم گام را مياني(Mediant) گويند زيرا در واقع ميان دو نت مهم گام كه همان درجات اول و پنجم است، واقع شده است.
4- درجه چهارم گام را زير نمايان(Sub dominant) گويند.
5- درجه پنجم گام را نمايان(Dominant) گويند به اين علت كه بعد از تونيك، مهمترين نت گام يا بعبارتي واضح ترين و نمايان ترين نتي است كه گام را معرفي مي نمايد.
6- درجه ششم گام را رو نمايان(Submediant) گويند.
7- درجه هفتم گام را محسوس(Leading note) گويند به اين دليل كه اين درجه از گام، حس شنيدن نت هشتمين را در شنونده بطور طبيعي ايجاد مي نمايد.
8- درجه هشتم گام را هنگام يا اكتاو(Octave) گويند. طبيعتا" چون تعداد نت هاي موسيقي هفت عدد است(Do-Re-Me-Fa-Sol-La-Ci)هميشه نت هشتم گام ، همنام با نت اول گام خواهد بود منتها با فركانسي دوبرابر فركانس نت اول.
نكته : شناخت درجات گام و اينكه گام موردنظر، نام خود را از كجا و بر چه اساسي مي گيرد و كداميك از درجات يك گام ارزش بيشتري دارند براي يك آوازخوان اهميت فوق العاده اي دارد چرا كه در مواقع مركب خواني، همين درجات گام و شناخت اساسي آنها كمك شاياني به خواننده خواهد نمود.
نت هاي با اهميّت در هر گام:
1- نت شاهد : نتي كه در نغمات و گوشه ها ، بيشتر از ساير نت ها به صدا در مي آيد و در واقع محور آن آهنگ است.
2- نت ايست:غير از نت تونيك (نت اصلي و نشان دهنده مايه آواز) براي فرودي موقت در نغمات و گوشه ها ، از ميان نت هاي گام، يك نت بيشتر جلوه نمايي مي كند كه به نت ايست معروف است.بعبارتي، نت ايست به نتي گويند كه پس از جلوه و خودنمايي نت شاهد، روي آن ايست مي كنيم. بعنوان مثال : درجه دوم گام شور ، نت ايست ابوعطا است(نيم فرود ابوعطا) ويا درجه سوم گام شور، نت ايست دشتي است(نيم فرود دشتي).
3- نت متغير : نتي است كه براي بيان احساسات دروني( حالات تأثر انگيز، شادي بخش و...) بطور موقت از حالت طبيعي خود خارج شده و تغيير مي يابد( قاعدتا" حدود يك ربع پرده) و دوباره به حالت نت اصلي بر مي گردد. براي مثال : در آواز دشتي است كه درجه پنجم گام شور موقتا" ربع پرده بالا و پايين ميرود تا بهتر حالات اندوه و غم انگيزي آواز دشتي را به شنونده برساند.
دانگ و رابطه آن با گام :
دانگ ترجمه كلمه تتراكورد(Tetracorde) است كه ريشه يوناني دارد( تترا = چهار ؛ كورد = رشته اي).
هر گام به دو تتراكورد(دانگ) تقسيم ميشود كه در بين دو دانگ يا در بين اين دو فاصله اي مساوي، يك فاصله پرده اي نيز بجا مي ماند كه قدما بدان فاصلة الاثقل مي گفتند.هر دانگ از چهار نت (صداي) پي در پي تشكيل ميشود كه حدود آن يك فاصله چهارم درست مي باشد.
درزمان قديم، گستره موسيقي ما وسازهاي موسيقي بيشتر از سه اكتاو(شش دانگ = 24 نت) نبود به استثناي سازي بنام «شهرود» كه ابن حوض مخترع آن بود. در آوازخواني هم، به خواننده اي كه داراي قدرت و تـُن صداي بيشتري بود و صدايش تمامي آبادي و روستاي محل سكونتش را در بر مي گرفت بطوريكه در جاي جاي آبادي ، مردم مي توانستند صدايش را بشنوند، شش دانگ خوان گفته ميشد. خوانندگان داراي قدرت صدايي كمتر از ششدانگ خوانان را چهاردانگ خوان و خوانندگاني با قدرت صدايي كمتر از چهاردانگ خوانان را دودانگ خوان مي گفتند.
امروزه به آوازخواني كه وسعت و گستره صدايش،24 نت (سه اكتاو) را در بر مي گيرد ششدانگ خوان گفته مي شود، بدينصورت كه صداي خواننده از اولين نت در بر گيرنده خود(نتي كه صداي خواننده از آن شروع ميشود) تا 24 نت برسد( بم- وسط - اوج). البته مرحله نهايي ششدانگ خواني آنست كه در دانگ ششم، آوازخوان از عهده تحويل شعر بطور مفهوم و انجام تحريرهاي متنوع به خوبي بر آيد.
حَبـّه :
در اصطلاح موسيقي يك ششم دانگ را گويند.قدما بر اساس تفهيم و درك خودشان، كل صدا را شش دانگ و هر دانگ را شش حبه مي دانستند.بر همين اساس ميتوان گفت كه فواصل نيم پرده اي در يك گام هر كدام يك حبه هستند كه مجموعا" هر گام داراي 12 حبه مي باشد و نهايتا" كل ششدانگ 24 حبه است . آواز خواني كه وسعت صدايي كمتر از ششدانگ و بيشتر از پنج دانگ دارد اصطلاحا" گفته ميشود گستره صداي وي پنج دانگ و ... حبّه است.
محمود مونسی سردرودی

