تبليغاتX
تحریر - مرجع موسیقی کلاسیک پارسی | Tahrir - The Source of Persian Classical Music

۱- گفت‌وگوی چپ و راست به عنوان دونوازی تمبک، عنوان اثری است که دو سال پیش توسط انتشارات ماهور عرضه شد. نگارنده از نخستین معرفان این اثر در جامعه مطبوعاتی و همچنین از کسانی بوده که بر ضرورت انتشار اثر تأکید کردم. نکته بارز در تاریخ موسیقی ایرانی اینکه این اثر، دو سال پیش، به عنوان یکی از پرفروش‌ترین آلبوم‌های موسیقی در سال بود. مؤلف این اثر بهمن رجبی کسی که قریب به 40 سال در عرصه نوازندگی تمبک صاحب اثر و تأثیر فراوانی است. حتی می‌توان تأثیر وی در تکامل تمبک را در جوار کوشش‌های حسین تهرانی و چه بسا فراتر از آن خواند. تمامی آثار وی در چهل سال گذشته، هرکدام سرفصلی در تاریخ تکامل تمبک‌نوازی محسوب می‌شوند. دو نوازی تمبک (از بهمن رجبی) اثری بسیار تأثیرگذار است که از دهه 60 به بعد، وی آن را تدوین و با نوازندگان درجه یک تمبک مانند ناصر فرهنگ فر، محمود فرهمندبافی و ... اجرا کرد. رجبی هیچ کدام از این اجراها را به ویژه اجرای با فرهنگ‌فر را اجرایی شاخص نمی‌داند؛ در عوض اجرای با مزدک رجبی را از اجرای مهم این قطعه در آن سال‌ها یاد می‌کند. در ده سال اخیر هم نوازندگان فراوانی این قطعه را اجرا کردند که پس از آن هرکدام به عنوان نوازنداگان برجسته تمبک در موسیقی ایران معرفی شدند، از آن جمله: احمد مستنبط، فربد یدالهی، حمید قنبری و پدارم خاورزمینی، هرکدام از جمله نوازندگان قدر تمبک محسوب می‌شوند. به عقیده نگارنده (که شاید عکس نظر بهمن رجبی باشد)، اجرای فربد یدالهی چه در آلبوم و به ویژه اجرای تایوان (که بخشی از اجرای آن را نگارنده شنیده و دیده است)، از جمله اجراهای منقح از این اثر محسوب می‌شوند.
2 - از این موضوع می‌گذریم و به اجرای جدید این اثر می‌پردازیم. گفتنی است که این اثر از جمله قطعات فاخر تمبک‌نوازی محسوب می‌شود که هم جنبه اتودیک (آموزشی) و هم جنبه استتیک (زیبایی‌شناسی) دارد. عمده دوئت‌هایی که برای نخستین بار برای یک ساز نگاشته می‌شوند؛ عمدتاً کمتر جنبه استتیک دارند. به عنوان مثال دوئت سنتور حسین دهلوی اثری است که وجهه اتودیک آن برجسته‌تر است. اما دوئت تمبک رجبی حاوی هر دو عنصر اتودیک و استتیک است. نکته دیگر اینکه در اجراهای مختلف این اثر، رجبی این آزادی عمل را به نوازنده دوم می‌دهد که ابتکارات و مطالب جدیدی را به این اثر بی‌افزاید. در واقع اجراهای مختلف از طرح رجبی، برداشتی معاصر و چه بسا اثری متفاوت از اصل محسوب می‌شود. بهمن رجبی در یک ماه اخیر، به همراه رضا  خراشادی، دو اجرا از این اثر داشتند که به عقیده نگارنده نقطه عطفی در تاریخ موسیقی ایرانی محسوب می-شود. تکامل شگرفی که رجبی در تمبک ما به وجود آورد؛ تجسم ملودی توسط تمبک هنگام اجرای قطعه به همراهی ساز یا ارکستر است. در گذشته اوج همراهی تمبک با ساز و یا ارکستر نگه‌داری پایه و ضرب محسوب می‌شد. اما حرکت رجبی، تجسم ملودی در هنگام همراهی ملودی بوده است. اما اجراهای متأخر رجبی، نشان داد که یک تمبک نه تنها می‌تواند تجسم‌کننده ملودی در همراهی با ارکستر که می‌تواند اجراکننده خطی متفاوت از حرکت ملودی باشد. این اندیشه موجب می‌شود که تمبک در فرآیند پلی‌فنی سازهای ایرانی نیز حرکتی در حد امکانات تمبک داشته باشد.

3 - دونوازی تمبک اخیر، در روزهای پایانی سال گذشته در شهرکرد و  تالار رودکی اجرا شد. در این دو نوازی از ریتم‌های 4 / 2 و 8 / 7 و 4 / 5 و 8 / 6 و 4 / 6 و ...  استفاده شد که حدود 20 دقیقه طول کشید و آنچه بیش از هرچیز به چشم می‌آمد مجزا بودن قطعات هر نوازنده در قسمت‌هایی که با هم نواخته می‌شد و در عین ظرافت، تلفیق قطعات قطعات با هم بود. در برخی قطعات لنگ مانند 4 / 5 و 8 / 7 گاهی مطالبی توسط رضا خراشادی اجرا می‌شد که رجبی همزمان قطعاتی از جمله در قفس، اتل متل و ... روی چوب و یا پوست تمبک می‌نواخت. یا گاهی همزمان با ریتم 4 / 5 ریتم 8 / 10 نواخته می‌شد که بسیار تکنیکی و دشوار می‌نمود. در بخش‌های تکنوازی رجبی، قطعات ساخته خودش و گاه تجسم ملودی و اشعار فوکلور دیده و شنیده می‌شد. نوازنده دوم (رضا خراشادی) نیز قطعاتی از خود که تجسم ملودی «سلام صبحگاهی» در آن چشم می‌خورد را اجرا می‌کرد و قطعاتی ار رجبی را نیز در تکنوازی خود می‌گنجاند. کوتاه بودن تکنوازی‌ها و نبود حرکات نمایشی زائد، دیگر ویژگی این دونوازی بود. در واقع می‌توان اصل این اجرا را ساخته رجبی و بازسازی و پرداخته رضا خراشادی دانست. اجرایی که از سطح تکنیکی فوق‌العاده‌ای برخوردار بود.
4 - این اجرا نشان داد که نه تنها تمبک در هموازی با ساز ملودیک و ارکستر، می‌تواند تجسم‌کننده ملودی که مانند یک ساز در ارکستر، مجری خطی متفاوت در ارکستر باشد. این تفکر زمانی عرضه می‌شود که ارکسترهای ایرانی بسیار مستعد یونیسون‌نوازی / یک‌صدایی شده‌اند. در همین راستا، خبر بسیار مسرت‌بخش دیگر؛ تنظیم قطعاتی برای کوارتت تمبک، توسط جمعی از شاگردان مکتب رجبی است که واریسیون‌هایی براساس قطعات تأثیرگذار تاریخ موسیقی ایرانی، از جمله جنگ و صلح، سلام صبحگاهی و ... است. در این کوارتت‌ها که نگارنده از نزدیک در فرآنید شکل‌گیری آن بودم. نوازندگان قطعه، هر کدام مجری خطی متناسب با فرآیند حرکت ملودی، هستند. این دست کارها نه تنها در ارتقای تکنیک نوازندگان تمبک که در نشان دادن امکانات این ساز تأثیرگذار است.

5 - نکته‌ای که متأسفانه جامعه مطبوعاتی ما در حوزه موسیقی از آن غافلند، بی‌خبری محض از این دست کوشش‌ها و تحولات در موسیقی است. در حالی که به محض شنیدن یک خبر از فعالیت‌های نیمه استاد شجریان جامعه مطبوعاتی و خانه موسیقی ماه‌ها وقت خود را روی حواشی این جریان می‌گذارنند. بجاست که موسیقی نگاران ما به این جوانب تأثیرگذار در موسیقی ما نگاه جدی‌تری داشته باشند. از این جرکت مهم، تنها یک گزارش در وبلاگی عرضه شد که متأسفانه گزارش‌دهندگان آن بدون هیچ معیار و دلیلی، این اجرا را بدترین اجرا از این قطعه دانستند و طبق معمول به طرح حواشی شخصی بهمن رجبی و کنسرت پرداختند! در حالی‌که این اجرا نقطه عطفی در تاریخ تمبک‌نوازی ما محسوب می‌شود.

» در قسمت "موسیقی زمینه" می‌توانید قطعه‌ی "پنج‌ضربی کلاسیک با ترکیبات معکوس" از آلبوم "گفت‌وگوی چپ و راست" را بشنوید.

» در همین زمینه:
-  درباره بهمن رجبي و خلق و خويش
-  گفتگویی از جنس تنبک
- درباره بهمن رجبى؛ تكروى با استقامت!
- برای بهمن رجبی، مردی که نمی‌شناسیم‎اش
- پايگاه اينترنتي بهمن رجبي آنلاين شد

نوشته شده توسط علیرضا در شنبه بیست و نهم فروردین 1388 |
گفت‌وگو با آهنگساز گلهایی مزدا انصاری۱ 
به بهانه انتشار دو اثر به خوانندگی کاوه دیلمی و محمدرضا شجریان  
آثار گل‌هایی گنجینه‌ هستند
 

«مزدا انصاری» را از سال‌ها پیش می‌شناسم. از معدود آهنگسازان موسیقی است که به رپرتوار موسیقی ایرانی آشنایی کامل دارد. رپرتوار موسیقی ایرانی نه تنها برای وی نوستالوژی که ضرورتی برای، آشنایی و آشتی مردم با موسیقی محسوب می‌شود. ضمن این‌که ساخته‌های وی هم القاکننده همان هوای گذشته به ویژه آثار شاخص گلهایی است. به ویژه از معدود جوانان جویایی بود که همواره از عمده بازمندگان جریان گلها نکته می‌آموخت. شاگرد جواد معروفی، عبدالعلی وزیری و ... بود. همان زمان جواد معروفی به وی گفته بود؛ برای اینکه با آواز و جواب آواز بیشتر آشنا شوی بهتر است که نزد یک خواننده اسم و رسم‌دار بروی که آن زمان معروفی، کاوه دیلمی را به وی معرفی می‌کند. خواننده‌ای که همان زمان یعنی قریب به 20 سال پیش خوش درخشید اما دولت مستعجل بود. پس از انتشار چهار آلبوم فاخر از موسیقی کناره گرفت. مزدا انصاری پس از این سال‌ها کاوه دیلمی این خواننده خوش صدا و خوش تکنیک را با نخستین اثر خود به نام «مرغ حق» احیا کرد. از سویی دیگر انصاری، قرار است که اثری را با صبغه گلهایی به نام آه باران به خوانندگی محمدرضا شجریان عرضه کند.

جناب انصاری جناب‌عالی ضمن اینکه خود فعالیت‌هایی در عرصه آهنگسازی دارید، اما زمینه کاریتان عمدتاً بازسازی آثار گذشته ما با صبغه گلهایی است!
- درست است. اول باید بگویم که این آثار به نوعی جنبه نوستالژیک دارند. به عنوان نوعی یادآوری آثار بزرگان است که اجرای مجدد آن به نوعی فراموش نشدن آثار انان محسوب می‌شود.

البته خود این آثار پیشتر توسط آهنگسازان گلهایی و عمدتاً توسط عبدالعلی وزیری، بنان و .. خوانده شده است. منظور ضرورت بازسازی است!
- درست است، این آثار وجود دارند، اما از سویی همه مردم به این آثار دسترسی ندارند. به ویزه در نسل جدید که این خلأ دیده می‌شود. این کارها باعث میشود که این آثار فراموش نشوند و به نوعی حفظ شوند و مردم ما یک ارتباطی با موسیقی معاصر و آثار اساتیدمان داشته باشند. ضمن اینکه زیبایی این آثار، آهنگسازی مانند من را به سمت اجرای معاصر آنان میکشاند.

یعنی این آثار به نوعی اجرایی معاصرتر است!
- بله! این آثار عمدتا با حال و هوای امروزی‌تری بازسازی و اجرا شده، که مردم ارتباط بیشتری با آن برقرار کنند.

احساس نمی‌کنید که آثار گذشتگان بسیار جذابتر است!
- بله. ما یک گنجینه‌ای از ملودی در تصانیفمان داریم که شاید اگر نسل ما بخواهند این کارها را انجام بدهند این توانایی را نداشته باشند و چه بهتر اینکه ما از این گنجینه استفاده کنیم و آنها را بازسازی کنیم.

در آلبوم مرغ حق، آثاری ار حسین یاحقی، مرتضی محجوبی و موسی معرفی عرضه شده. درباره سبک بازسای این آثار بفرمایید. خوب قبلاً اقای خالقی و جواد معروفی این آثار را تنظیم کردند. شما چه تغییراتی در نوع بازسازی آنها دادید؟
- در قطعه موسی معرفی که به عبارتی پدر استاد من جواد معروفی هستند، یعنی مرغ حرق من تا جایی که توانستم حفظ امانت کردم. یعنی حتی در ارکستراسیون آن سعی کردم تغییراتی ایجاد نکنم. تقریباً نود درصد آن همانی است که در اصل اجرا آن موجود است. فقط از لحاظ رنگ‌آمیزی و هارمونی که به کار بردم کمی از ابتکارات خودم استفاده کردم. خود سازها تغییر نکردند، فقط نگارش سازها تغییر کرده-اند. اما در قطعه بی‌خبر اثری از حسین یاحقی، چون این قطعه پیشتر توسط عبدالعلی وزیری خوانده شده، با توجه به اینکه عبدالعلی وزیری هم آواز میخواند و هم تار میزد، من این قطعه را برای تار و ارکستر زهی تنظیم کردم که یک ادای دینی هم به استاد وزیری کرده باشم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 |

فرید اسدی دهدزی: «سارنگ» را باید برخواسته از دو سنت ارکسترال ایرانی دانست؛ یک سنت که مبدع آن حسین دهلوی (فعالیت‌های وی پیرامون ارکستر صبا) و سنت دیگر، ارکستر شماره دو فرهنگ و هنر به رهبری فرامز پایور. ارکستر صبا تقریباً نخستین تجربه جدی هارمونیزاسیون برای ارکستر ایرانی است. آرایش سازها در ارکستر صبا بسیار آگاهانه مبتنی بر چیدمان سازهای کلاسیک غربی (به ویژه سازهای زهی مانند ویلون و بادی مانند فلوت) در کنار چینش سازهای استاندارد مضرابی ایرانی مانند چهار – پنج تار و سنتور و در برخی مواقع یک تمبک بود. ساختار و بافتار این ارکستر، سال‌ها الگوی بسیاری از ارکسترهای ایرانی بود. ارکستر فرهنگ و هنر به رهبری فرامرز پایور هم تجربه‌ای ارکسترال صرفاً برای سازهای ایرانی (بدون استفاده از سازهای کلاسیک) بود. سازهای این ارکستر قریب به 10 ساز شامل چهار – پنج کمانچه و قیچک، نی، سنتور، تار، عود و تمبک بود. کیفیت صدایی این ارکستر با توجه به نگارش خطوط مختلف برای سازها، دارای حجم صوتی خاصی بود. البته این دو سنت قوی، رفته رفته رو به افول نهاد و عمده ارکسترها، مبتنی بر اندیشه‌های یک صدایی اداره شدند. اما مجموعه سارنگ را باید نقطعه عطفی در قلمرو ارکستراسیون سازهای ایرانی دانست. سارنگ ضمن تأثیرپذیری از آن دو سنت ذکر شده، خود دارای سبک و سیاق جدیدی در زمینه ارکستراسیون سازهای ایرانی محسوب می‌شود.
دلنوازی در این اثر با آشنایی که نسبت به امکانات و قابلیت‌های سازهای ایرانی به ویژه تار، سنتور، نی، تارباس و کمانچه داشته، به خوبی توانسته ظرفیت‌های موجود در ارکستراسیون سازهای ایرانی را بیان دارد. اندیشه‌ای در موسیقی ما وجود دارد که به عنوان مثال معتقد به مجلسی بودن ساز کمانچه که تنها در زمان آواز و جواب آواز و فضای بداهه کارآیی دارد. در حالی‌که در این مجموعه نشان داده شده که کمانچه حتی در اوج کار ارکستر، نیز کارآیی دارد. استفاده از پوزیسیون‌های بالای کمانچه (تا جایی که یادآور صدادهی ویلون است) در فرازهای پایانی دو قطعه حاضرباش و نی و ارکستر یادآوری قابلیت‌های ارکسترال سازهای ایرانی است.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علیرضا در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 |

هر چه از دل بر نیاید؛ بر دل نیز ننشیند. صادقانه باید اقرار کنم که سالهاست که دیگر نمیتوانم به کارهای استاد شجریان گوش دهم  چرا که معتقدم هرگز پس از جدایی ایشان از اساتید گرانقدر فرامرز پایــور، پرویز مشکاتیان، جلیل شهناز، و... کار پر مغز با تنظیم زیبا و ملودی ناب از اجراهای ایشان نشنیدیم چرا که از یک طرف معضل "نوگرایی" که باعث سر در گمی در موسیقی ایرانی شده و باعث شده کسانی که بدنبال این مسآله هستند نتوانند ملودیهای ناب با تنظیم های زیبا ارائه کنند که استاد آنها را اجرا کنند، و از طرف دیگر جریان خواننــده سالاری (که متاسفانه پس از انقلاب بوجود آمد و رشد کاذبی کرد) که دوست هنرمند و دلسوخته آقای علیرضا جواهری {+}  بحث آن را پیش کشیدند، باعث شد که اساتیدی مانند شجریان‌ها توانند همچون گذشته، با وجود تمام امکانات و شش دانگ صدا، کارهای ناب و جاودانی را بوجود بیاورند.

پس از این حوادث به راحتی میشود به این نکته پی برد که چقدر آهنگساز با ذوق میتواند نقش اساسی در خلق و پرورش یک اثر زیبا داشته باشد.  دنیای موسیقی غرب هم متاسفانه سال‌ه‍است دچار معضل نوگرایی شده و امروزه میبینیم که موسیقی عصر حاضر (contemporary music) به چه ناکجا آبادی رسیده که نه راه پیش دارد و نه راه پس و به هیچ وجه در بین مردم جایگاهی پیدا نکرده و نخواهد هم کرد.
آقای جواهری را از میشود از روی عملکرد ایشان قضاوت کرد و به هیچ وجه احتیاج به معرفی ندارند. بعضی از دوستان کم لطفی فرموده و میگویند که نام ایشان را تا حالا نشنیده اند. اگر به کارهای منتشر شده اساتید گرانقدر  پرویز مشکاتیان، رضا شفیعیان، میلاد کیایی و ... توجه کنید و اگر کمی انصاف داشته باشیم و بدور از تعصب، متوجه حجم کارهای انجام شده توسط آقای جواهری و اینکه این آثار چقدر احتیاج به زحمت و ممارست دارد که پا به عرصه وجود بگذارد، می‌شویم.
اگر هم اهل موسیقی علمی نباشیم هرگز پی به ارزش کار ایشان نخواهیم برد . کارهای اجرایی و فعالیتهای موسیقیایی ایشان در اشاعه و معرفی موسیقی ایرانی ، چه در داخل کشور و چه در خارج از کشور (که بنده از نزدیک شاهد آن بوده و هستم) هم دیگر بحثی را باقی نمیگذارد . در ضمن این مسـأله را هم باید در نظر داشت آقای جواهری جوان فعالی هستند که با وجود کمی سن تا بحال فعالیتهای چشمگیری داشته اند و لطفاً اجازه دهیم آینده  و تاریخ روی این مساله قضاوت کند که ایشان چه آثار با ارزشی را بر گنجینه موسیقی ایرانی افزوده اند .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علیرضا در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 |
آخرین مطالب و اخبار موسیقی